مردانه بودن روسپی گری مردانه در یک جامعه مردسالار!
چندی پیش گزارشی در سایت “شهرزاد نیوز”خواندم ازپسری به نام “عرفان” که ارئه سرویس جنسی به زنان را شغل خویش قرارداده است. این شاغل جنسی برخلاف سایر همکاران مونث خویش ، رضایت بسیار زیادی از این شغل داشته وبر همین اساس ، شکایت زنان همکار خویش را مورد نقد و سرزنش قرار داده بود.
اصولا چه تفاوتی میان این دو جنس در ارائه چنین خدماتی می تواند وجود داشته باشد که زنان روسپی را به شکایت و مرد روسپی را به رضایت و اعتماد به نفس بیشتر و خواندن کتب فلسفی کشانده است؟!
فارغ از آنکه به گفته نوال سعداوی ، یکی از برجسته ترین فمنیستهای عرب که معتقد است روسپی گری زنانه و کوکان نامشروع ، ساخته دست جامعه ضد زن و مردسالار می باشد ، معتقد باشیم یا نه، به نیکی واقفیم که تربیت دختران، حداقل در حوزه پرداختن به مسایل جنسی وآموزش این امور به آنان، بسیار متفاوت از پسران است. از کودکی، خانواده ، مدرسه ، جامعه ، فرهنگ و عرف و مذهب به دختران می آ موزند که زن خوب و شایسته ، زنی وفادار و نجیب و باحیاست و حتما باید برای اثبات این وفاداری ، بکارت خود را تا پیش از ازدواج حفظ کرده و درصورت ازدواج هم با هیچ مردی جز همسر خویش ، خیال ارتباط جنسی در سر نپروراند. از این رو حوزه امور جنسی که به طور طبیعی باید یکی از ارکان عادی زندگی هر انسانی باشد نقش ملموس و طبیعی در زندگی زنان ایفا نکرده و تنها در خفا و به طور غیر علمی وغیر طبیعی به آن پرداخته می شود. این امر را می توان در استفاده از لباسهایی که برای دختران و پسران خردسال و تقسیم بندی بازیهای کودکان به نیکی مشاهده کرد.
در آنسوی ماجرا ، پسران نه تنها آ موزش می بینند که به آلت تناسلی شان افتخارکرده وحتی به آن تشخص بخشند ، بلکه استفاده وقیحانه ازالفاظ ضدزن جنسی (یعنی همان ناسزاهای ناموسی) برایشان به ابزاری برای نمایش قدرت بدل می شود. لذا ابراز و بیان خواسته های جنسی برای پسران از همان دوران کودکی نه تنها موجبات خشم اطرافیان را بر نمی انگیزد ؛ بلکه بعضا در خفا سبب افتخار کردن اعضای خانواده به چنین عنصر نرقدرتمند و بی باکی نیز می شود!
حال با این پیشینه تربیتی که از مسایل جنسی (که یکی از امور کاملا طبیعی بشر است) چیزی به جز تابوهای بی شماری که اسباب سردرگمی و عصبی شدن و در نهایت احساس گناه و عذاب وجدان ، به زنان نمی دهد و امور کاملا خلاف طبیعت زن را آنچنان طبیعی جلوه می دهد و دوری جستن بیمارگونه زنان از برقراری رابطه جنسی را چنان در زنان نهادینه می سازد، می توان از شاغلان جنسی زنی که در اکثریت قریب به اتفاق به ناچار و به دلیل فشارهای مالی و فقر رو به این پدیده ضدزن می آورند چگونه می توان انتظار داشت که با وجود کسب مال از این راه و حتی ارضای کامل جنسی ، احساس خوشبختی کرده و بعضا احساس “ناپاکی” ، “بدنامی” و “آلودگی” ننمایند ودر نظر مردان مشغول به این شغل، به معنای بازیابی خویش و شناسایی تواناییهای نرینه شان و افزایش اعتماد به نفسشان نشود؟!
اگر در ذهن امثال “عرفان” نیز از کودکی این امر نهادینه می شد که مردانگی حقیقی به معنای دوری جستن از سکس تا حدالامکان و عدم برقراری رابطه جنسی تا پپیش از ازدواج با زنان بوده و در واقع بکارت برایشان مهمترین سرمایه اجتماعی تفهیم شده بود و افزون بر این، پایبندی به همسر خویش به عنوان خدایگان قدر قدرتشان و القای این موضوع که تن او ملک طلق زنش است و بایدبرای رضایت زن خویش از هیچ کاری فروگذار نکرده و گویا تن و روان او برای آرامش همسرش آفریده شده و اصولا او نیز تعریفی از هستی و انسانیت خویش نداشت، آیا مردان شاغل جنسی چون عرفان، باز متعرض این امرمی شدند که زنان روسپی جز ناله و افغان چیزی از دستشان بر نمی آید؟!
شاید همین احساس گناه برآمده از تابوی جنسی تعلیم داده شده به زنان از دوران طفولیت است که سبب می شود افزون بر آنکه اگر زنی به سوی روسپی گری می رود (به معنای منبعی برای درآمد از تن و نه صرفا کسب لذت) از سوی خود زنان به دیده تحقیر نگریسته شود (به جای کمک و همراهی انسانی با او برای یافتن یک منبع درآمد دیگر به جز روسپی گری) ،خود این زن هم همواره هاله ای از خشم برای خویشتن ایجاد کرده و چون معتقد است که تن اوآلوده شده ، امکان رهایی از این گنداب را ندارد بالاجبار به این کار ادامه می دهد. ناگفته پیداست که ساختارهای ضدزن و مردسالار جامعه نیز به تداوم این چرخه باطل ، کمک شایان توجهی می نماید.
مینا جعفری از سایت میدان

سلام. مطلب جالبی بود. من خودم مدتی در این راه غیر انسانی….
مرسی از مطلب زیبایی که نوشته بودید.امیدوارم روزی درک وفهم ملت ما به این مسایل برسه
عجب!
خیلی سایت عالمانه و مفیدی دارید تبریک می گم
این نوشته هم خیلی درست بود
سلام با بیان این مطالب و نهادینه سازی فرهنگ مطالعه و اطلاع رسانی بصورت طبقه بندی و حتی اختصاص رشته های آکادمیک میتوان ریشه نابسامنیهای این چنینی(روسپی گری زنانه و مردانه) را از میان برداشت.
مساله ای که به نظر بنده شایان توجه برای زنان ماست وجود دو پارادایم اخلاقی یعنی دو الگو برای زن و مرد است. اخلاق مردانه و اخلاق زنانه(منظور ethics). یعنی مرد خوب یا بد تعریفش با زن خوب یا بد فرق کند، اخلاق جنسی و شاید نه انسانی. تغییر تمدن یعنی اینکه آنچه برای ما و پیشینیان ما اظهر من الشمس بود که درست است یا غلط است،اخلاقیست یا ضداخلاقی قطعیت خود را از دست بدهد و از نو با خردی نوین آنگونه که سازگار با زمانه ی ماست(منظور بینش بشر در این زمان که متاثر از آگاهی و خودآگاهی عصری اوست) ساختارهای اکنون غل و زنجیر گشته ی اسلاف را شکسته طرحی نو در همه ی شئون خود در اندازد. باید جرات دریدن ساختارها را داشت برای دانستن. حتی دریدن اخلاقی که رویه ای با توجه به دانش عصری ما غلط را باعث است. برای زنده ماندن اسماعیل باید گوسفند را قربانی کرد. زنان ما برای رستن از غل و زنجیرهاشان چه چیر را قربانی کرده اند؟
با آرزوی آرامش
اینقدر جلوی یک چیزی رو می گیرن که اینجوری از طرف دیگه بزن بیرون.
اگر از فرهنگ ایرانی-اسلامی صحبت می کنید که دوری از ارتباط جنسی خارج از ازدواج را برای زنان الزامی می دونه همین قدر هم مردها را منع می کند. پس این فرهنگ تشویق کننده کجاست؟
بشریت بی بندباری جنسی را تجربه کرده است مواظب باشیم دوباره تجربه راتجربه نکنیم
رعایت عفاف هم برای مردان و هم برای زنان امری لازم و ضروری است.
همه ما انسان ها باید زندگی ای همراه با پاکی و شرافت داشته باشیم.
ان شاالله.
بابک
به نظر من هم روسپیگری مردانه خیلی بهتر است چون برای انجام امور دلخواه هیچ پولی که نمی دهی یه چیزی هم زنان محترمه را تلکه می نماییم.
آفرین بر حماقت زنان عزیزززز….
جالب بود . به امید روزی که مشکلات اجتماعی و فرهنگی جامعه ماهر چه زودتر حل شود
من البته فکر نمی کنم زنای روسپی از شغلشون ناراضی باشن و مردای روسپی راضی، فکر می کنم رضایت شغلی یه موضوع عام تره.
نکته ی دومی که به ذهنم می رسه اینه که منم قبول دارم که مجموعه ی باورها و شرایط و فرهنگ و ایدیولوژی و همه و همه و همه دست به دست هم دادن که یک مدل مزخرف دست کم تووی جامعه ی ما شکل بگیره ولی این که مدل درست یا اینجوری بگیم که مدل بهتر چجوریه بهنظرم اصلا به این سادگیا نیس.
دلیلش اینه که زنا با یه مشت مرد شپشوی بوگندوی شکم گنده ی بددهن مواجهند که کاری به ارضای طرف مقابلشون ندارن و کارشون که تموم میشه تازه فحش دادناشون شروع میشه اما مردا با یکسری خانم ترو تمیز و آماده مواجهند که مشکلی هم ندارن.
نه ، این طور نیست . عامه ی تن فروشان ایرانی ( غیر از موارد خاص ) با نظافت و بهداشت بیگانه اند . البته این واکنشی است به کثیف بودن مشتریانشان !
اما در باره ی مقاله ی شما :
اگر فرض را بر صحت آن بگذاریم ، آنگاه باید در کشورهایی که فرهنگ جنسی آن با ما متضاد است ، شاهد روند معکوسی باشبم که … این گونه نیست . مردان روسپی در اروپا و آمریکا که بکارت را اصولا موضوع مهمی نمی دانند ، حسی شبیه به همین مرد روسپی ایرانی دارند . و این بعنی ….. شما اشتباه کرده اید !
به نظرم دلیل اصلیاش در ماهیت لذت بردن از رابطه جنسی در مرد و زن باشد.
برای زن بسیار مهم است که شریک جنسیاش را «دوست داشته باشد». قسمتی از لذتی که نصیب زن میشود ناشی از مشاهده لذت بردن پارتنرش است. حال اگر او شریکاش را دوست نداشته باشد از این لذت محروم میشود.
بار عاطفی رابطه برای زن بسیار قویتر است. در حالی که مرد بیشتر به دنبال لذت فیزیولوژیکی است!
پ.ن. : هرگونه ارتباطی با «عرفان» تکذیب میشود و مشارالیه فقط یک تشابه اسمی ساده است!
_____________________________________
سی فون: خیلی ها این نکاتی که شما به آن اشاره نمودید را نمی دانند.