درحال مشاهده > پيش خوان / فرهنگی و هنری / مرد هزار چهره: فرم شکست خورده

مرد هزار چهره: فرم شکست خورده

مرد هزار چهره: فرم شکست خورده

بهاره آروین: «مرد هزارچهره» نماد شکست‌خوردگی تام‌وتمام فرم از محتواست، انگار یک شاگرد تنبل و متقلب بخواهد انشایی را که از روی دست بغل‌دستی زرنگش نوشته است، با لکنت و تپق‌های فراوان بخواند،

هی آن جملات پرمعنای هوشمندانه را با لحن و تاکیدها و مکث‌های نابجا بخواند و هی مجبور شود برگردد و از سر، جمله را بخواند و آنقدر تکرار کند که حوصله‌ی همه را سر ببرد.
راستش من اصولا آبم با مدیری توی یک جوی نمی‌رود، یعنی درواقع خانوادگی از دستش شکاریم، تنها پای گهگاه ثابت سریال‌هایش، ته‌تقاری خانواده بود که عجیب است بر سر این آخری، او هم دیگر کوتاه آمد و عطای اندک خلاقیت مدیری در فیگورها و اطوارهای فی‌البداهه‌‌ی تینیجرپسندش را به لقای دز بالای شبه‌روشنفکری سریال بخشید و بی‌خیالش شد. من خودم هم تا آن‌جایی‌که یادم می‌آید، فقط قسمت‌های آخر پاورچین را نگاه کردم، آن‌هم به واسطه‌ی توصیه چندصدباره‌ی این و آن و بعد هم که دیدم، دروغ چرا، دلقک‌بازی‌های رضویان و دهقان و زکریا هنوز اینقدر تکراری و نخ‌نما نشده بود و احتمالا در آن زمان جذابیت خاصی داشت. بعدها دیگر اما پیگیر هیچکدام از آن نودشبی های کشدارش نشدم، یعنی راستش حوصله‌ام نمی‌گرفت، هی ملت توی کوچه و خیابان تکه‌کلام‌هایش را می‌گفتند و هی من شیر می‌شدم هر شب بنشینم پای تلویزیون ببینم چه پخی است این اپیدمی همه‌گیر که یا یادم می‌رفت یا وسط‌هایش کسل می‌شدم و هی خمیازه می‌کشیدم و دست‌آخر خوابم می‌گرفت. سر مرد هزارچهره هم همین سناریو تکرار شد، هی دوستان کلید کردند که نه، این یکی فرق دارد و انتقادی و فلان و بهمان است و…بالاخره از صدقه سر این همه تعاریف پرآب و تاب و شلوغ‌بازی‌های پیش‌آمده بر سر شکایت این قشر و آن صنف هم که شده، سه چهار قسمتی را دیدم، یعنی درواقع تحمل کردم رسما، از اول تا آخر سریال، هی فکر کردم واقعا ملت به این اداهای اغراق‌شده و بی‌معنی می‌خندند؟ اصلا خنده‌دار است؟ پس چرا من که مثل دختر دبیرستانی‌ها به ترک دیوار هم می‌خندم، نمی‌توانم در طول این سریال حتی به زور هم که شده، یک لبخند خشک و خالی بزنم؟ صرف محتوای مثلا انتقادی و هجوآمیزش می‌شود سند یک طنز قابل‌قبول که بزرگ و کوچک مجیزش را بگویند؟
این‌طور نمی‌شود، بگذارید خلاصه کنم، به نظرم مشکل اصلی و محوری کارهای مدیری یک چیز است: اغراق و بالتبع تصنع بیش از حد؛ این‌که زور می‌زند بگوید من طنزم، من انتقادی‌ام، من مناسبات جامعه‌ی ایرانی را هجو می‌کنم، حالا در اثباتش شده معلق هم بزند، می‌زند، لهجه‌ی من‌درآوردی می‌سازد، جلوی دوربین شکلک درمی‌آورد، یعنی رسما هر کاری، دقیقا هر کاری می‌کند که شما باور کنید دارید یک طنز انتقادی می‌بینید.
اما تقاوت مرد هزار چهره با دیگر کارهای مدیری در چیست که یک دفعه این‌همه افه‌ی متفاوت بودن برداشت؟ به نظرم تنها در این است که این فرم شکست‌خورده این‌بار رسما خم می‌شود و تمام‌قد شکست‌خوردگی‌اش را به رخ شما می‌کشد، چرا؟ چون از قضا، این‌بار یک ایده‌ی محتوایی اولیه و بکر وجود داشته است که بدجوری زیر هزار قلم بزک ندیدبدیدوار، از ریخت‌افتاده و زشت شده است. این‌که یک نفر آدم سربه‌زیر و به قول خودش شریف، فقط و فقط چون لابلای مناسباتی بیمارگونه قرار می‌گیرد، در نقش خواست‌های سرکوب شده و بربادرفته‌ی این و آن ظاهر می‌شود و تبدیل به پدیده‌ای شگفت‌انگیز می‌شود، محتوای قابل‌تاملی است، به ویژه حداقل کسی مثل من، به خاطر این دز بالای اجتماع‌محور بودن یک روایت داستانی هم که شده شدیدا بدان علاقمند است: این‌که افراد عملا هیچ‌کاره‌اند و بیشتر بازیچه‌‌ی دست اجتماع اطرافند یا به زبان شصت‌چی معروف کمی بازیگوشی می‌کنند و این جامعه‌ی پیرامون است که از آن‌ها چیزی را می‌سازد که می‌خواهد، همه‌ی این‌ها تمی سراپا جامعه‌شناختی است. اما همین محتوای بالقوه هوشمندانه و طنزآمیز گرفتار یک فرم تا سر حد مرگ تکراری و مستعمل شده که قرار است زرق‌وبرق بدلی و گل‌درشت و تصنعی سبک مدیری، این کهنگی و از ریخت‌افتادگی فرمی را بپوشاند، حربه‌ای که نه‌تنها از همان ابتدا شکست خورده است بلکه وضعیت را بدتر هم می‌کند. من واقعا نمی‌دانم این تصنع و اغراق بی‌معنا و غیرواقعی که در تمام اپیزودهای این سریال موج می‌زند، حتی به کار خنداندن خلق‌الله می‌آید یا نه، فقط می‌دانم که که این‌همه هوار کشیدن به واسطه‌ی صحنه‌های مصنوعی و تخیلی، آن محتوای ظریف هوشمندانه را به شعارهایی سراسر سطحی و کم‌مایه بدل می‌کند. این‌که برخی دوستان هم ذوق کرده‌اند و قند توی دل‌شان آب شده که آه، بالاخره یک طنز انتقادی صریح از رسانه‌ی ملی پخش شد، بیشتر شبیه ندیدبدیدبازی‌های دهاتی‌واری است که به مدد انبوه سریال‌های آب‌دوغ‌خیاری و دلقک‌بازی‌های سخیفِ تلویزیون شکل گرفته و متن طنزآمیز خوب و مهمتر از آن، فرم هنری و حرفه‌ای برای آن متن را یک‌سر به فراموشی سپرده است.
به‌خاطر خدا کمی برای خودتان و این ذائقه‌ی هنری‌تان ارزش قائل شوید، سروته این محتوای انتقادی، حتی آن تکه‌ی دفاعیه‌ی آخر دادگاه که از قرار و به طرزی ویران‌کننده:( خیلی‌ها را عاشق خودش کرده، می‌شد در قالب یک فیلم‌نامه‌ی شسته‌رفته و تمیز نوشته شود و فارغ از این فرم شکست‌خورده‌ی نودشبی‌های کشدار و اغراق شده که فقط و فقط درون چهاردیواری مصنوعی استادیو اتفاق می‌افتند، در قالب یک روایت خیلی عادی، خیلی طنزآمیز و درعین‌حال خیلی تلخ ساخته شود. بیش از این خودم و شما را حرص ندهم، کار خدا بوده است یا هر چیز دیگر، عجالتا «دایره زنگی»‌‌ای روی پرده است که به نظرم مصداق تمام‌عیار یک طنز ساده و درعین‌حال عمیق و خوش‌ساخت است و شاید درک خیلی از این حرف‌ها در مقام مقایسه آسان‌تر شود. «دایره زنگی» را ببینید و وقت داشتید و حوصله کردید، یادداشت مرا هم بخوانید تا ببینید در مقایسه با طنز هوشمندانه، حرفه‌ای و هنری‌ای مثل دایره زنگی، فرم شکست‌خورده‌ی مدیری تا چه حد آبکی و از رده خارج است، آنقدر که اطلاق واژه‌ی طنز به این هفت قلم بزک بدترکیب را، حداقل برای من با تردیدهای جدی مواجه می‌کند.
منبع: وبلاگ شور و شر

ابزارهای اضافی AddThis Social Bookmark Button
پیوند به مقاله:




نظرات این مطلب را با RSS دنبال کنید.

تابحال ۳۳ نظر به « مرد هزار چهره: فرم شکست خورده » ارسال شده است.

  1. مطممئنا کسی که این نقدر رو نوشته خصومت زیادی با مهران مدیری داشته چون در سرتاسر نوشته می توان آثار کینه و دشمنی و حسادت را مشاهده کرد. به قول دوستمان شما چطور می توانید فیلمی را نقد کنید در حالی که به قول خودتان چند قسمتش را بیشتر ندیده اید و البته آن هم از روی اجبار! نقد کردن کاری بسیار مفید و ستودنی است ولی متنی که شما نوشته اید نقد نبود بلکه دست آویزی بود برای مطرح شدن. :wink:

    ——————-
    محلی برای طرفداران هری پاتر
    http://www.4hogwarts.co.cc

  2. به نظر من همچنین تحلیل های ضعیفی را در داخل سایتتان قرار ندهید.

    سریال مرد هزار جهره حرفه ای ترین کار مدیری بود که با مضمونی طنز ، قشرهای مختلف جامعه را به چالش کشیده بود.

  3. Aghaye na mohtaram ke az kalamate zesht dar neveshtatoon estefade kardid agha khejalat bekesh va khodeto be ye doctor ravanpezeshk moarafi kon.benazre man aghaye mehran modiri va bekhosoos nevisandegane in tanha az navabegh in dore dar tanz hastan agha khodeto eslah kon.

    ________________________________
    سی فون: دوست عزیز، اصلاً هدف تخریب نبود. یه تحلیل بود که البته مطلب ورودی به سایت بود. ولی این رو باید اضافه کنیم که مهران مدیری به عنوان یکی از میراث ملی تنز ایران هست و کسی هم منکر این مسئله نیست.

  4. سلام،من کاملا” بانظر محسن که درتاریخ ۱۸ فروردین فرستاده بودم موافقم .

  5. با فرهاد موافقم:

    “شما از شمار اون آدمهایی هستید که همیشه دوست دارن ژست مخالف به خودشون بگیرن شرط میبندم همه سریال های مدیری رو از اول تا آخر دیدی حالا واسه زدن یه حرف متفاوت اون هم واسه کسب شهرت اومدید نقادی میکنید.به نظر من مدیری بخاطر هیچ اینقدر مشهور و محبوب نشده حتما یه چیزایی تو وجودش و طنزش هست پس شما هم بهتره روش دیگری واسه شهرت پیدا کنید چون این راه که میروید به ترکستان است.”

    به علاوه:
    از نقد صحبت های شما (فقط صحبت شخصی است و نه نقد!) معلوم است که جناب مهران خان مدیری چقدر محبوب است.
    ______________________________________
    سی فون: کسی نمیخواد ژست بگیره، ما چند مطلب در حمایت از مهران مدیری هم کار کردیم، این مطلب فقط نشون میده که نظرات مخالف هم وجود داره که باید تحمل شنیدن اونو داشته باشیم!

  6. اگه همین مهران مدیری هم نباشه احمدی نژاد میخواد ملت رو شاد کنه یا ***

  7. سلام به همه دوستان
    فقط می خوام ازتون ببرسم چرا همیشه تو کشورمون ما ادعا میکنیم همه چیز باید اونی باشه که ما دوست داریم؟
    خانوم آروین
    بیاید سعی کنیم به جای ندیدن لیوان نیمه های بر و خالی اون را سر جای خود ببینیم
    متاسفانه ما ایرانی ها عادت کرده ایم که وقتی از چیزی خوشمون نیاد به کل اون را از هستی ساقط کنیم
    مطمئنا” کاری که نقد داشته باشه از قدرت خوبی برخوردار است

  8. جالبه که این نویسنده ی نیازمند مطرح شدن می گه سریال رو ندیده ولی در موردش یک نقد بی سر و ته کرده و احساس روشنفکری و با کلاس بودن هم می کنه .
    به قدری نکات احمقانه و مغرضانه مطرح شده بودکه قابل خواندن نبود .
    حیف از وقتی که برای این متن گذاشتم .

  9. احیانا اگه بدونید، پخ به معنای “گه” هست. من نمی دونم اینجت چه جور جاییه و از چه لحنی استفاده میشه! ولی فکر نمیکنم این اصطلاح مناسب باشه!!!

  10. در مورد سریال ها و فیلم ها نباید به بازیگر و ادا و اطفارهاش نگاه کرد باید دید که تو اون فیلم یا سریال چه نکته اخلاقی، غیر اخلاقی یا سیاسی وجود داره، بعد در موردش انتقاد کنیم
    شما لطفاً سریال رو نگاه کنید بعد هرگونه اتقادی خواستید بکند مجاز هستید، شما ندیده به داوری پرداخته اید


نظر خود را به دیگران بگویید

تذکر: لطفاً نظر خود را به فارسی تایپ کنید. از نوشتن مطلب به انگلیسی یا پنگلیسی خودداری کنید. برای راحتی در خواندن نظرات لطفاً به این تذکر توجه کنید.

کد روبرو را در مستطیل زیر وارد کنید  

برای مطالعه بیشتر درباره تصویر شناسه اینجا را کلیک کنید

شما قادر به استفاده از کد های

XHTML:<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

هستید.


لينکدوني روزانه
خاطرات يك جون معتكف
اين الرجبيون
لوطیانه
مهارت گوش كردن
افسردگي واگيردار است!
چگونه استرس كاري را كاهش دهيم؟
عكس فرشته کوچولوي محبت نديده
تصاوير حيرت انگيز و تكان دهنده معلولي بدون دست و پا كه همه كار ميكنه
تصاوير بامزه كمبودهاي حاد ساركوزي و فرانسه
رئیس گوگل برای ایران خط و نشان کشید
پانزده تا از نخستین‌های دنیا
چه کسی «ندا» را کشت؟
تفسیری از واکنش غرب در قبال ایران
فلسفه انتخابات از منظر تشیّع
عدالت را تعریف کنیم !
تصویری از بزرگترین سوسیس جهان
نسخه RTM ویندوز 7 13 جولای منتشر خواهد شد
عكس منتشرشده درسایتها و شبکه های خبری عکس نداآقاسلطان نیست!! (+عکس)
پرفروش‌ترین گوشی‌های تلفن همراه در بازار
فوری : اوباما مسلمان شد

آرشيو لينک ها