بن بستی به نام خشکسالی
از آنجا که آب چه به لحاظ توسعه ای، چه حیاتی برای موجودات بسیار حیاتی است لذا لازمست تا مقوله آب به صورت دقیق مدیریت شود، چرا که در غیر این صورت کشور با بحران های خطرناکی مواجه خواهد شد که بدون شک جبران آن امری محال خواهد بود.
کاهش محسوس سطح آب در سفره ای زیرزمینی و بحرانی شدن وضعیت بسیاری ازدشت های کشور در خصوص برداشت آب از جمله این نمونه هاست.
اما به نظر می رسد اجرای برنامه ریزی دقیق و حساب شده که خوشبختانه هم در برنامه سوم توسعه و هم در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نسبت به آن اشاره شده می توانست و می تواند تبعات بحران کم آبی و خشکسالی را کاهش دهد.
در برنامه پنجساله چهارم توسعه به صراحت دولت مکلف شده که نظر به جایگاه محوری آب در توسعه کشور، منابع آب را با نگرش مدیریت جامع و تواما عرضه و تقاضا در کل چرخه آب با رویکرد توسعه پایدار در واحدهای طبیعی حوزه های آبریز با لحاظ نمودن ارزش اقتصادی آب، آگاه سازی عمومی و مشارکت مردم به گونه ای برنامه ریزی و مدیریت نماید که هدف های زیر تحقق یابد:
الف - اجرای مفاد تبصره ۱ ماده ۱۰۶ و ماده ۱۰۷ قانون برنامه سوم توسعه در طول اجرای برنامه چهارم توسعه و با اصلاح ساختار مصرف آب و استقرار نظام بهره برداری مناسب و با استفاده از روش های نوین آبیاری و کم آبیاری، راندمان آبیاری و به تبع آن کارایی آب به ازای یک متر مکعب در طی برنامه ۲۵ درصد افزایش یافته و با اختصاص به محصولات با ارزش اقتصادی بالا و استفاده بهینه از آن موجبات افزایش بهره وری آب را فراهم سازد.
ب- به منظور ایجاد تعادل بین تغذیه و برداشت از سفره های آب زیرزمینی در دشت های با تراز منفی، دولت مکلف است با تجهیز منابع مالی مورد نیاز و تمهیدات سازه ای و مدیریتی، مجوزهای بهره برداری در این دشت ها را براساس مصرف معقول که با شیوه های نوین آبیاری قابل دسترسی است اصلاح نماید، به طوری که تا پایان برنامه چهارم تراز منفی سفره های آب زیر زمینی ۲۵ درصد بهبود یابد.
اینکه آیا در برنامه ای پنجساله توسعه سوم و چهارم این موارد به اجرا درآمده خود جای سوال و بررسی دارد. چرا که بررسی ها نشان دهنده اینست که بسیاری از زمین های کشاورزی ما همچنان فاقد سیستم های آبیاری مدرن می باشند. در این خصوص یا به دلیل کاهش سطح آب سفره های زیرزمینی، ایجاد و حفر چاه های عمیق ممنوع شده یا اینکه کشاورزان قدرت خرید و اجرایی کردن سیستم های آبیاری را ندارند یا اصلا اعتقادی به مباحث علمی و مهندسی های نوین ندارند.
متاسفانه ما از طرف دیگر شاهد گرم شدن زمین هم هستیم که خود علامتی خطرناک برای کشاورزی ما محسوب می شود. چرا که گرم شدن هوا، سرعت تبخیر آب را زیاد می کند و در عین حال رطوبت هم از خاک کمتر می شود. ضمن آنکه جمعیت جهان هم هر سال در حال افزایش است و این جمعیت نیاز به مواد غذایی که از دل زمین های کشاورزی درمی آید دارد.
با توجه به آنکه ایران در منطقه خشک و نیمه خشک قرار دارد و همین عامل موجب شده تا متوسط بارندگی در این کشور حدود ۲۵۰ میلیمتر به عبارتی یک سوم میانگین و یا حتی کمتر از آن باشد موضوع را کمی پیچیده تر نموده است. لذا لازمست تا هر چه سریع تر تیمی متشکل از کارشناسان نسبت به وضعیت و چگونگی آب کشور گزارش را به صورت دقیق تهیه کرده تا هر چه سریع تر اقدامات لازم در خصوص آن به اجرا درآید.
اکنون که در سال چهارم برنامه پنجساله چهارم هستیم باید مشخص شود تا چه اندازه مفاد برنامه چهارم توسعه در خصوص آب اجرایی شده است؟ راندمان آبیاری و به تبع آن کارایی آب به ازای یک متر مکعب در طی برنامه به ۲۵ درصد رسیده است و یا تراز منفی سفره های آب زیرزمینی با سیاست های صحیح و مدیریتی بهبود یافته است؟
