چالش زنانه در وبلاگستان
ورود زنان به عرصه ممنوعه از تن نوشتن حواشی بسیار زیادی در وبلاگستان ایجاد کرده است، مخالفین و موافقین این موضوع نوشته های زیادی را در این چند هقته اخیر در وبلاگشان منتشر کردند. در این نوشته سعی شده است تا با نگاه اجمالی به وبلاگستان به این موضوع پرداخت شود.
“پروژه ای زنانه: آماده شدن برای سک.س: موهای زائد بدن خیلی وقت ها فکرم را مشغول کرده است. به عنوان یک زن اگر نهایتاً تا دو ساعت پیش از سک.س شیو نکرده باشم احساس خیلی بدی دارم. حتی بارها از طرف مقابل به شوخی یا جدی عذر خواهی کرده ام که عین این مدل های خارجی پایم شیو نشده و مثل پوست نوزاد نیست و همیشه فکرم را مشغول کرده است….” با انتشار این نوشته در وبلاگ هم آغوش های یک زن یکی از مهمترین جنجال های اخیر وبلاگستان شروع شد. این نوشته و نوشته بلوطک سبب عکس العمل بعضی از وبلاگ نویسان شد. این بحث ها با به چالش کشیدن فمینیست ها باعث شد که هر کسی که در وبلاگستان ادعای فمینست بودن داشت، وارد بحث شود و از تن نوشتن را مورد نقد مثبت یا منفی قرار دهد. شاید بتوان گفت که نوشته ناتور همچون جرقه ای باعث شعله ور شدن این بحث ها شد.
“جان همان «پارتنر»هایتان، هر کاری دوست دارید بکنید اما دغدغههای پایینتنهای و پشتک واروزدنهای توی اتاقخواب و کرک و پشم جاهای دیدنی و نادیدنیتان را به جریان روشنفکری، حقوق زنان و مبارزه با جامعهی مردسالار ربط ندهید که حالم را بههم میزند. خیلی ممنونم، اتاقخواب عالی مزدحم!”
نوشته تند ناتور بدون پاسخ باقی نماند و بلوطک به شدت از خود و جامعه فمینیستی دفاع کرد.
“لطفا اگر مطالعه ای روی مسایل زنان دارید - که می دانم ندارید ولی باید ژستش را بیایید- بروید مطالبی را که زنان در مورد قضاوت جامعه برای بدنشان نوشته اند را هم بخوانید. بروید بخوانید شاید دستتان آمد که بنده منظورم پشم پایین شکمم نبود که اگر هم بود به شما ربطی نداشت. وبلاگ خودم بود و از زیر پشم هم اگر بخواهم مینویسم. بروید بخوانید شاید دستتان آمد که هنوز از فهمیدن یک مفهوم ساده پشت ظاهر یک نوشته قاصرید. ”
الیزه تا حدود زیادی به هدف دار شدن بحث کمک زیادی کرد، او با زیر سوال بردن روایت های کنونی از سک.س و بیان اینکه این روایت ها اساسا روایتی مردسالارانه می باشد، از حق زنان برای از رابطه جنسی نوشتن دفاع کرد.
“…که ما زنان حق داریم - و باید - از دید و حس خودمان از سک.س - و هر چیز دیگری - بگوییم تا جهان یکطرفه به قاضی نرفتهباشد و همگی در کاخی از توهم بلورین ساختهی دست مردان لم ندهند، که این خطر تهدیدشان میکند که ناگهان این بلورها در هم بریزد. اگر با این موضوع مشکلی دارید شک نکنید که مشکلتان کلیدیتر و عظیمتر از این حرفهاست و ذهنتان مردسالارتر و محدودتر از آنچه تصور میکنید، لطفن مشکلتان را حل کنید.”
بعد از این نوشته الیزه بود که همه به اظهار نظر پرداختند و همانطور که قابل پیش بینی بود اکثر فمینیست ها به دفاع از تن نوشتن پرداختند. زهرا با ربط دادن این نوشته ها به بی دینی فمینیست ها، موضوع مذهب و اخلاق را به بحث ها اضافه کرد.
“چقدرم راحت میان جار میزنن! حتی از خصوصی ترین مراحلش!!! خیلی از اینا رو من می شناسم و حتی دیدمشون! جالب اینجاست که این مسئله اصلا بینشون موروثیه! یعنی بعضیهاشون قبلا با دوست پسر اون یکی بودن و حالا بهم زدن و شایدم خسته شدن رفتن سراغ یکی دیگه و …واقعا مسخره است و تا حد زیادی به نظرم عجیب و غریب و تاسف بار میاد!!! برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!!!”
وبلاگ آذرستان با بیان این مطلب که همه فمینیست ها می دانند که نوشته هاشون با دین و قانون مغایرت دارد، نوشته های این زنان را ناشی از جسارت آنان خواند. او سعی کرده جوابی درخور به زهرا بدهد.
“زهرا دختری است درست مثل خیلی دختران ایرانی که مادرانشون از هیچ امر جنسی آگاهشون نمی کنن. خود من تا سال های آخر دبیرستان حق نداشتم تنها در اتاقم بخوابم اما کنجکاوی ام اون قدر بود که یک کتاب فیزیولوژی جن سی رو در ۱۶ سالگی خوانده بودم. خب وقتی یکی تا سن - تخمینی می گم - ۲۲- ۲۳ سالگی هیچ درکی از حتی یک بوسه نداره نباید بهش ایراد گرفت که از خوندن تجربه های دیگران حالش بد می شه. از اون دسته آدم های به شدت کنجکاو هم نبوده که بره تجربه کنه و در نهایت لذت انتخاب پارتنر جنسی اش ، عملکردهای بدنش که در روز تمام وقت باهاش سرو کار داره و خیلی چیزهای دیگه رو بفهمه. او درست نماینده ی همون قشر زنان ایرانی و یا بهتر بگم مسلمان است که دین براشون تعریف می کنه از شوهرش نفقه و مسکن مناسب بگیره و هر وقت شوهر خواست ازش تمکین - همخوابگی نه عشقبازی - کنه.”
اما شاید نوشته های مریم گلی و صفحه سیزده بعنوان دوتن از زنان موثر و فعال وبلاگستان غیر قابل پیش بینی بود.
“از خانمهای محترمی که در چند وقت اخیر در راستای مبارزه با قوانین مرد سالارانه، اثبات حضور زنانه در روابط دونفره، آموزش صحیح روابط فیزیکی، آموزش بهداشت شخصی در اتاق خواب، تنویر افکار عمومی و این اواخر روایت زنانه از روابط شخصی؛ از خاطرات و تجربیات خود برای اهل وبلاگستان نوشتهاند؛ تقاضا میشود به سئوالات زیر برای خودشان پاسخ بدهند:
:: آیا شما حاضر هستید تمام خاطرات و تجربیات موثر خودتان را در راستای تمام مسائلی که بالاتر نوشتم، برای افراد مذکر فامیلتان هم بگویید؟
:: به نظر شما روشنفکری ارتباط مستقیم با بیپرده حرف زدن دربارهی شخصیترین مسائل انسان دارد؟…”
خانم شین بعنوان یک مادر به این موضوع را مورد بررسی قرار می دهد و از تن نوشتن را برای فرزندان و نوجوانان خطرناک می داند.
“من متاهلم. خواندن نوشته های ج ن س ی زنی دیگر شاید حتی برای من جالب باشد. اما نوشته حریم امنی است که من - مادر - نمی توانم نوجوانم را از آن باز دارم. نمی توانم از لابلای خطهایی که می خواند و خطهایی که نمی خواند، آلودگیها را کنار بزنم. نمی توانم برایش چهارچوب امنی را توضیح بدهم که در درونش بتواند این نوشته ها را تجربه کند و من ندیده ام که زنی متاهل بنویسد و یا حتی مردی متاهل. شاید متاهلها می دانند که از تن نوشتن شاید لذت بخش باشد اما حریم امن خانگی شان را می شکند. نگاههای غریبه ها را راه می اندازد در اتاق خوابشان. این نوشته ها ، این گردشهای دست به دست ، این نگاهها حرمت خانواده را می شکند. خاکستر می کند آن جایی را که نشسته ای و می خواهی که راهی بسازی….”
نوشته خانم شین مسیر جدیدی برای این بحث می گشاید، آموزش صحیح جنسی به فرزندان موضوعی است که همه از نبود آن نگران هستند. وبلاگ هم آغوشی های یک زن در پاسخ به خانم شین چنین می نویسد.
“ما همه زندگی خطرناک زیرزمینی مان را پیش میگیریم بعضیمان شانس آوردیم پیش از اولین سک.س کمی اطلاعات بهداشتی از جایی بهمان رسید. به بعضی هم که اصلاً نرسید. خلاصه نسل ما خوب یا بد به نوعی با آن سر میکند. احساس گناه و عذاب وجدان ساعتها ذهنمان را مشغول کرد. هنوز هم بیشتر از دو سوممان نمیتواند نام چهار بیماری مقاربتی را نام ببرد….”
افکار کوشیده تا بیان کند که از تن ننوشتنش ربطی به اخلاقی بودن یا مذهبی بودن او ندارد.
“…فمینیسم تا جایی که من میدونم نه براش مهمه که شما هرشب با یکی باشین نه براش مهمه که تا زمان ازدواج باکره بمونید. نه براش مهمه که هر روز همه موهای بدن رو با انواع کرم و موم و ماشین از ته بزنید نه براش مهمه که یه گوله پشم باشین. چیزی که برای فمینیسم اصله اینه که من, لوا, زهرا, الیزه و یک زن همه “قائم به ذات” باشیم. وقتی زنی از برهنه شدن در تختخواب بترسه؛ از پوشیدن لباس شنا در استخر اکراه داشته باش؛ از نگاه کردن به بدن خودش در آینه فراری باشه؛ دلایلش برای لاغری,زیبایی, پیرایش و تغییر در بدنش به جای سلامت و احساس خوب داشتن نسبت به خودش سلیقه جامعه و اطرافش باشه این زن باید تغییر کنه. تغییر کردن به این معنی نیست که روش زندگی جنصیش رو باید عوض کنه بلکه باید نگرشش رو به خودش تغییر بده و معیار رضایت رو از بیرون به درون بیاره. چه این معیار اسمش خدا و دین باشه چه روشنفکری و فشار اطرافیان چه رضایت یک مرد دیگه….”
وبلاگ شر و شور با نگاهی علمی و سیاسی این موضوع را مورد توجه قرار داده است.
“Personal is political. میبینید؟ مساله فراتر از کشمکشهای دیرهنگام وبلاگستان ایرانی بر سر این است که جزئیات اتاق خواب را چه کسی گوید و چگونه بگوید؛ این شعار مشهور فمنیستی نهتنها ذهنیت رایج و پذیرفته شده و بعضا آمیخته با سنتها و هنجارهای ریشهدار فرهنگی ما، جامعهی همواره در حال گذار را در باب حدومرز حوزهی خصوصی و چندوچون به تصویر کشیدنش به چالش میکشد، بلکه بیش و پیش و مهمتر از همهی اینها، یکی از اصلیترین پایههای لیبرال دموکراسی را مورد انتقاد قرار میدهد…”
سبیل طلا با ابراز خوشحالی از تمام نوشته هایی که در این موضوع منتشر شدند، نوشته های مخالف را نیز گامی در جهت از تن نویسی می خواند.
“فمنیسم در طول تاریخ همیشه به معنی “دوباره اندیشی” و “دوباره فکر کردن” بوده است برای تولید دانش و ایجاد مرز های بدون مرزی است که خشونت کم تری را به مردم به خاطر نا برابری جنسی و جنسیتی (که هیچ وقت جدا از نژاد و کلاس و دین و فرهنگ نیست)اعمال می کنند.”
بنظر نمی رسد که این چالش به یک جواب مشخص ختم شود و گروهی بتواند دیگری را مجاب کند.

salam dooste aziz
man forsat nadaram hameye matalebi ke miferesti bekhonam
ama estesnaen ino khondam
va khosh halam ke vaght gozashtam
va khosh halam ke inghadr khob vagheiyato minevisi
movafagh bashi
Elaheh
وب پر محتوائی دارید، مایلم با شما بلینکم. خواستید خبرم کنید…