اوج بدبختی ما
با گذشت زمان، مشکلات و فشارهای جامعه باعث بروز نارضایتی ها می شود. هر زمان و از هر کجا کاستی ها و کم کاری هایی به گوشمان می رسد که حس می کنیم به اوج بدبختی نزدیک می شویم ولی قافل از اینکه ممکن است هم اکنون در اوج بدبختی باشیم.
اوج بدبتخی ما زمانیست که فرد خارجی به کشور مان آمده و بعلت عدم مسئولیت پذیری و هرج و مرجی کارها کشور را مسخره کند.
اوج بدبختی ما زمانیست که با اتومبیل آخرین مدل در شهر در حال تردد هستیم و براحتی آشغال در خیابان می ریزیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که با اتومبیل با آخرین تکنولوژی (از لحاظ استاندارد نبودن) در خیابان در حال لایی کشیدن هستیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که با شنیدن حقیقت بجای گوش دادن به آن در برابر آن جبهه می گیریم.
اوج بدبختی ما زمانیست که چیزی نمی دانیم و ادعا می کنیم که می دانیم و بر نادانسته خودمان اصرار کرده و آنرا اجرایی می کنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که کور کورانه در انتخابات شرکت کرده و فرد نالایق را بالا می بریم.
اوج بدبختی ما زمانیست که مسائل علمی - فرهنگی - هنری را با مسائل سیاسی قاطی می کنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که در دانشگاه بدنبال گرفتن واحد با اساتید گاگول می باشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که برای کارهای اشتباه و دروغ های بزرگ خود توجیه ارائه می کنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که بجای استفاده صحیح از وسائل عمومی به آنها با توجیه اموال دولت بودن صدمه بزنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که به ازای دریافت پول دست به هر کاری بدون فکر و عواقب آن بزنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که خود را برتر از دیگران دانسته و به دیگران فخر بفروشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که قبول نکنیم اشتباهی هستیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که دختران ما قادر نباشند در کوچه و خیابان با آرامش و امنیت تردد کنند.
اوج بدبختی ما زمانیست که با داشتن فرصت های طلایی برای انجام کار آنها را از دست داده و بدنبال فرصت های بعدی باشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که مجبور باشیم کالاها را گرانتر از نرخ آنها خریداری کنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که جرئت و توان ایستادگی در برابر زور را نداشته باشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که برای مطرح شدن در دنیا دست به انجام هر کاری بزنیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که مقدار کار مفید روزانه ما زیر ۳۰ دقیقه باشد.
اوج بدبختی ما زمانیست که احترام به حقوق دیگران نوعی ضعف برایمان مطرح شود.
اوج بدبختی ما زمانیست که چشم دیدن بهتر از خود را نداشته باشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که تنها کار مفید ما سنگ اندازی برای عدم پیشرفت دیگران باشد.
اوج بدبختی ما زمانیست که راه نینداختن امور دیگران نوعی قدرت نمایی برایمان مطرح باشد.
اوج بدبختی ما زمانیست که برای مهم جلوه دادن خود به تلفن و پیغام دیگران پاسخ ندهیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که با نگاه کردن در چشم دیگران به راحتی به ایشان دروغ بگوییم.
اوج بدبختی ما زمانیست که بالا سریمان در باغ نباشد.
اوج بدبختی ما زمانیست که غیبت و افشای راز دیگران برایمان نوعی تفنن باشد.
اوج بدبختی ما زمانیست که انجام ندادن قوانین نوعی افتخار برایمان باشد.
اوج بدبختی ما زمانیست که برای حفظ موقعیت خود همیشه در حال باج دادن به دیگران باشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که حرفهایمان توخالی و بدون عمل باشد بطوریکه برای دیگران چوپان دروغگو شویم.
اوج بدبختی ما زمانیست که اشتباهی اشتباهی باشیم.
اوج بدبختی ما زمانیست که در اوج بدبختی باشیم و فکر کنیم که هنوز فرصت داریم.
تمامی موارد ذکر شده در بالا و موارد دیگری نیز که ممکن است از قلم افتاده باشد، فقط به یک نکته اشاره دارد و آن ضعف فرهنگی است. با کمی دقت متوجه می شویم که عامل بوجود آمدن و مرسوم شدن بدعت های جامعه خود ما هستیم. والدین به فرزندان، دوستان به دوستان و زن و شوهر به یکدیگر انتقال می دهند. در اکثر موارد مسئولین را مقصر می دانید بدون توجه به این نکته که افراد مسئول یکی از ما بوده و تا خودمان را اصلاح نکنیم، فزرندانمان را به خوبی تشویق نکنیم، به خوبی ها ارزش نگذاریم و فرهنگ و آداب درست را جز الزامات زندگی خود ندانیم، جامعه هرگز درست نخواهد شد و تنها راه، شروع از خودمان است. بعد از اصلاح، تشویق اطرافیان و نزدیکان به این کار با دلیل و برهان که ایشان نیز به خوب بودن ایمان بیاورند. اینجاست که رسالت ما ثمر می بخشد، زیرا بدین ترتیب این اصل در جامعه پخش خواهد شد.

وب سایت جالبی دارید موفق باشید