تنش سیاسى ایران و عربستان
روابط ایران و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار بر تحولات منطقه خاورمیانه پیرو اوج گیرى بحران در لبنان ، دچار تنش شده است که یادآور فرازو فرودهاى دیپلماتیک دو طرف در طول سال هاى پس از انقلاب است.
ایران پس از اوج گیرى بحران لبنان، علاوه بر تاکید بر عدم دخالت در امور داخلى کشورها، رایزنى با عربستان سعودى را براى بررسى اوضاع ناآرام لبنان در دستور کار قرار داد و در شرایطى که هنوز این رایزنى ها به اتمام نرسیده است، خبرها حاکى از هشدار عربستان به ایران در خصوص اوضاع لبنان است.
روز سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه ، سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان به ایران هشدار داد که روابط این کشور با جهان عرب، تحت تاثیر حمایت ایران از کودتای حزب الله در لبنان قرار می گیرد.
وى همچنین از تمام کشورهای خاورمیانه خواسته تا به استقلال لبنان احترام گذاشته و از دخالت در اوضاع داخلی این کشور خودداری کنند.
روزنامه لبنانى الاخبار نیز با انتشار مذاکرات وزیران خارجه کشورهاى عضو اتحادیه عرب ، نوشت که که مشاجرات لفظى شدیدى بین وزیر امور خارجه عربستان سعودى و “یوسف احمد” نماینده سوریه در اتحادیه عرب درگرفت که با دخالت عمرو موسى، دبیرکل این اتحادیه فیصله یافت.
سعود الفیصل در این جلسه با اشاره به نقش ایران در ناآرامى هاى لبنان گفته که این ایران است که جنگ فراگیر در لبنان را مدیریت مىکند و حزبالله هم مىخواهد حکومت ولایت فقیه را بر لبنان حاکم کند اما وظیفه ما این است که هر آنچه را در توان داریم به کار ببندیم تا جلوى این جنگ را بگیریم.”
این اظهارات وزیر امور خارجه عربستان تنها با این واکنش از سوى رئیس جمهور ایران مواجه شد:” امیدوارم این حرف ها درست نباشد و از روی عصبانیت مطرح شده باشد.وى افزود که به احترام ملک عبدالله، پادشاه عربستان، پاسخی به سخنان سعود الفیصل داده نخواهد شد.”
روابط ایران و عربستان پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟
از زمان روى کار آمدن نظام جمهورى اسلامى ایران، روابط ایران و عربستان دستخوش تحولات و نوسانات مختلفى شده است که به نوعى منجر به کم رنگ شدن امکان اتحاد همه جانبه این دو کشور موثر منطقه شده است.
مهمترین حادثه در تیرگى روابط ایران و عربستان پس از انقلاب، کشتار جمع کثیرى از حجاج ایرانى در مکه بود که از سوى نیروهاى ارتش عربستان و بواسطه برگزارى مراسم “برائت از مشرکین” که از سوى امام خمینى پایه گذارى شده بود، صورت گرفت.
این حادثه که منجر به اخراج مهدى کروبى رئیس وقت مجلس شوراى اسلامى از عربستان شد که بعنوان یکى از حجاج در مکه به سر مى برد، بدنبال این حادثه، روابط دو کشور به اوج تیرگى رسید و روابط یپلماتیکى عملا بین طرفین برقرار نبود.
این تیرگى در کنار مسائل اختلاف برانگیزى چون وهابیت، بحث هاى مطرح در ارتباط با مذاهب شیعه و سنى( نگرانى عربستان از نفوذ شیعیان در این کشور که اغلب در مناطق نفت خیر سکونت داشتند) همکارى عربستان با سایر متحدان عراق در حمله به ایران و مسائلى از این دست، بعنوان ارث به دولت هاشمى رفسنجانى رئیس جمهور وقت ایران پس از جنگ ایران و عراق رسید.
دولت آقای هاشمی رفسنجانی در طول ۸ سال ریاست جمهورى خود همچنان با این تیرگى روابط بین دو کشور مواجه بود و گاه گاهى روزنه امیدى در بهبود روابط پدیدار مى شد که چندان قوت نداشت.
در اواخر دولت اکبر هاشمى رفسنجانى با دعوت پادشاه عربستان از وى براى حضور در مراسم حج، به نوعى روابط بسوى بهبود سوق پیدا کرد اما عملا فرصتى براى پاسخ به این دعوت از سوى رئیس جمهور وقت باقى نمانده بود و وى پس از دوران ریاست جمهورى خود و در مقام ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، به همراه اکثر اعضاى هیات دولت سابق خود براى انجام مراسم حج راهى عربستان شد.
اما در دوران ریاست جمهورى سید محمد خاتمى اوضاع بگونه اى ملموس تغییر یافت و از آنجا که سیاست تنش زدایى به عنوان یکى از اصول سیاست خارجى دولت اصلاحات معرفى شده بود، عملا تنش هاى سیاسى و دیپلماتیک بین ایران و عربستان به میزان قابل توجهى کاهش یافت و این روند تا بدانجا سریع طى شد که حتى پادشاه عربستان در سفر سید محمد خاتمى رئیس جمهور وقت به کشورش در ریاض نقشه حمله آمریکا به ایران را که در اختیار عربستان قراررداشت، به نشانه دوستى و برقرارى روابط حسنه بین دو کشور، در اختیار ایران قرار داد.
بدنبال همین روابط حسنه ، ایران و عربستان در طول دوران کارى دولت هاى هفتم و هشتم به “دو بال جهان اسلام” معروف شده و پیمان هاى سیاسى، امنیتى، نظامى و اقتصادى میان دو طرف منعقد شد.
اما در شرایط کنونى و دوران فعالیت دولت نهم، روابط ایران و عربستان ابعادى جدید به خود گرفته است. در واقع با وجود اینکه در ظاهر روابط دیپلماتیک در قالب سفرهاى مقامات دو طرف به کشورهاى یکدیگر و هم فکرى و همکارى براى امور منطقه اى، برقرار است اما در عمل نگاه عربستان به فعالیت ها و نقش آفرینى هاى ایران در منطقه نگاهى منفى و همراه با نگرانى است.
گرچه مقامهای رسمی ایران و عربستان سعودی علاقه ای به فاش کردن اختلافات خود ندارند اما اظهارنظرهای غیررسمی دو طرف شائبه وجود اختلافات سیاسى پشت پرده را تقویت مى کند.
عربستان سعودى در راس نگرانى هاى خود، فعالیت هاى هسته اى ایران را مورد نظر دارد. در واقع این کشور برنامه هسته ای ایران را علامت دیگری از بلند پروازیهای منطقه ای دولت تهران ارزیابى مى کند و با چنین تصویری ، سعودیها و متحدان آنها تصور می کنند که ایران به کمک سوریه در صدد تسلط بر دولتهای عراق، لبنان و فلسطین است تا بدین وسیله موقعیت برتری در خاورمیانه به دست آورد.
به نظر مى رسد در راستاى همین دیدگاه است که عربستان تحرکات حزب الله در لبنان را بخشی از استراتژی دولت ایران برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه مى داند.
از سوى دیگر عربستان سعودى بواسطه اتحاد استراتژیکى که با ایالات متحده در منطقه دارد از احتمال حمله نظامى آمریکا به ایران نیز بیم دار چراکه در صورت وقوع این حمله خاورمیانه را وارد بحرانی تازه شده و در این میان عربستان سعودی نیز خسارات زیادى را متحمل مى شود.
بطور کلى مى توان دریافت که اکنون عواملى چون حوادث موجود درعراق و وجود احتمال حمایت ایران از گروه هاى شبه نظامى داخل این کشور ، اوضاع ناآرام لبنان و موضوع همیشه مطرح سرزمینهای فلسطینی ، روابط ایران و عربستان را دچار زوال و تیرگى کرده است.
این در حالى است که اگر مبناى اوج گیرى تیرگى روابط ایران و عربستان را در شرایط کنونى ، اوضاع بحرانى لبنان قلمداد کنیم؛ ایران خود را از اتهامات وارده در این خصوص مبرا مى داند و هرگونه نقش آفرینى در این بحران را تکذیب مى کند.
محمود احمدی نژاد در نشست مطبوعاتى خود با خبرنگاران که روز گذشته( سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه) اظهار داشت که “جمهوری اسلامی تنها کشوری است که در لبنان دخالت نمی کند.”
وى در پاسخ به اتهامات ایالات متحده به ایران در خصوص دخالت در اوضاع لبنان، خطاب به مسئولین این کشور گفت که ” آمریکا به نصیحت های ما گوش نمی کند و هر جا کم می آورد، دیگران را متهم می کند.این روش دولت آمریکا است که دیگران را متهم کند.”
با این وجود به نظر مى رسد در شرایط کنونى، ایران و عربستان در وضعیتى مطلوبى از بعد مناسبات سیاسى قرار ندارند. باید هرچه سریع تر براى جلوگیرى از افزایش تنش ها و ورود مجدد روابط دو کشور به دوران تیرگى و زوال ، سیاستى اتخاذ شود چراکه بر اساس بسیارى از تحلیل ها که از سابقه نگرانى عربستان از برترى ایران در منطقه حکایت مى کنند؛ نباید بیش از این زمینه تقویت نگرانى این کشور از جایگاه و تحرکات ایران افزایش یابد و در غیر این صورت بدیهى است تحول منفى مناسبات ایران و عربستان بر روابط ایران با سایر کشورهاى عربى منطقه اى نیز سایه مى اندازد.
روابط ایران و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار بر تحولات منطقه خاورمیانه پیرو اوج گیرى بحران در لبنان ، دچار تنش شده است که یادآور فرازو فرودهاى دیپلماتیک دو طرف در طول سال هاى پس از انقلاب است.
ایران پس از اوج گیرى بحران لبنان، علاوه بر تاکید بر عدم دخالت در امور داخلى کشورها، رایزنى با عربستان سعودى را براى بررسى اوضاع ناآرام لبنان در دستور کار قرار داد و در شرایطى که هنوز این رایزنى ها به اتمام نرسیده است، خبرها حاکى از هشدار عربستان به ایران در خصوص اوضاع لبنان است.
روز سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه ، سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان به ایران هشدار داد که روابط این کشور با جهان عرب، تحت تاثیر حمایت ایران از کودتای حزب الله در لبنان قرار می گیرد.
وى همچنین از تمام کشورهای خاورمیانه خواسته تا به استقلال لبنان احترام گذاشته و از دخالت در اوضاع داخلی این کشور خودداری کنند.
روزنامه لبنانى الاخبار نیز با انتشار مذاکرات وزیران خارجه کشورهاى عضو اتحادیه عرب ، نوشت که که مشاجرات لفظى شدیدى بین وزیر امور خارجه عربستان سعودى و “یوسف احمد” نماینده سوریه در اتحادیه عرب درگرفت که با دخالت عمرو موسى، دبیرکل این اتحادیه فیصله یافت.
سعود الفیصل در این جلسه با اشاره به نقش ایران در ناآرامى هاى لبنان گفته که این ایران است که جنگ فراگیر در لبنان را مدیریت مىکند و حزبالله هم مىخواهد حکومت ولایت فقیه را بر لبنان حاکم کند اما وظیفه ما این است که هر آنچه را در توان داریم به کار ببندیم تا جلوى این جنگ را بگیریم.”
این اظهارات وزیر امور خارجه عربستان تنها با این واکنش از سوى رئیس جمهور ایران مواجه شد:” امیدوارم این حرف ها درست نباشد و از روی عصبانیت مطرح شده باشد.وى افزود که به احترام ملک عبدالله، پادشاه عربستان، پاسخی به سخنان سعود الفیصل داده نخواهد شد.”
روابط ایران و عربستان پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟
از زمان روى کار آمدن نظام جمهورى اسلامى ایران، روابط ایران و عربستان دستخوش تحولات و نوسانات مختلفى شده است که به نوعى منجر به کم رنگ شدن امکان اتحاد همه جانبه این دو کشور موثر منطقه شده است.
مهمترین حادثه در تیرگى روابط ایران و عربستان پس از انقلاب، کشتار جمع کثیرى از حجاج ایرانى در مکه بود که از سوى نیروهاى ارتش عربستان و بواسطه برگزارى مراسم “برائت از مشرکین” که از سوى امام خمینى پایه گذارى شده بود، صورت گرفت.
این حادثه که منجر به اخراج مهدى کروبى رئیس وقت مجلس شوراى اسلامى از عربستان شد که بعنوان یکى از حجاج در مکه به سر مى برد، بدنبال این حادثه، روابط دو کشور به اوج تیرگى رسید و روابط یپلماتیکى عملا بین طرفین برقرار نبود.
این تیرگى در کنار مسائل اختلاف برانگیزى چون وهابیت، بحث هاى مطرح در ارتباط با مذاهب شیعه و سنى( نگرانى عربستان از نفوذ شیعیان در این کشور که اغلب در مناطق نفت خیر سکونت داشتند) همکارى عربستان با سایر متحدان عراق در حمله به ایران و مسائلى از این دست، بعنوان ارث به دولت هاشمى رفسنجانى رئیس جمهور وقت ایران پس از جنگ ایران و عراق رسید.
دولت آقای هاشمی رفسنجانی در طول ۸ سال ریاست جمهورى خود همچنان با این تیرگى روابط بین دو کشور مواجه بود و گاه گاهى روزنه امیدى در بهبود روابط پدیدار مى شد که چندان قوت نداشت.
در اواخر دولت اکبر هاشمى رفسنجانى با دعوت پادشاه عربستان از وى براى حضور در مراسم حج، به نوعى روابط بسوى بهبود سوق پیدا کرد اما عملا فرصتى براى پاسخ به این دعوت از سوى رئیس جمهور وقت باقى نمانده بود و وى پس از دوران ریاست جمهورى خود و در مقام ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، به همراه اکثر اعضاى هیات دولت سابق خود براى انجام مراسم حج راهى عربستان شد.
اما در دوران ریاست جمهورى سید محمد خاتمى اوضاع بگونه اى ملموس تغییر یافت و از آنجا که سیاست تنش زدایى به عنوان یکى از اصول سیاست خارجى دولت اصلاحات معرفى شده بود، عملا تنش هاى سیاسى و دیپلماتیک بین ایران و عربستان به میزان قابل توجهى کاهش یافت و این روند تا بدانجا سریع طى شد که حتى پادشاه عربستان در سفر سید محمد خاتمى رئیس جمهور وقت به کشورش در ریاض نقشه حمله آمریکا به ایران را که در اختیار عربستان قراررداشت، به نشانه دوستى و برقرارى روابط حسنه بین دو کشور، در اختیار ایران قرار داد.
بدنبال همین روابط حسنه ، ایران و عربستان در طول دوران کارى دولت هاى هفتم و هشتم به “دو بال جهان اسلام” معروف شده و پیمان هاى سیاسى، امنیتى، نظامى و اقتصادى میان دو طرف منعقد شد.
اما در شرایط کنونى و دوران فعالیت دولت نهم، روابط ایران و عربستان ابعادى جدید به خود گرفته است. در واقع با وجود اینکه در ظاهر روابط دیپلماتیک در قالب سفرهاى مقامات دو طرف به کشورهاى یکدیگر و هم فکرى و همکارى براى امور منطقه اى، برقرار است اما در عمل نگاه عربستان به فعالیت ها و نقش آفرینى هاى ایران در منطقه نگاهى منفى و همراه با نگرانى است.
گرچه مقامهای رسمی ایران و عربستان سعودی علاقه ای به فاش کردن اختلافات خود ندارند اما اظهارنظرهای غیررسمی دو طرف شائبه وجود اختلافات سیاسى پشت پرده را تقویت مى کند.
عربستان سعودى در راس نگرانى هاى خود، فعالیت هاى هسته اى ایران را مورد نظر دارد. در واقع این کشور برنامه هسته ای ایران را علامت دیگری از بلند پروازیهای منطقه ای دولت تهران ارزیابى مى کند و با چنین تصویری ، سعودیها و متحدان آنها تصور می کنند که ایران به کمک سوریه در صدد تسلط بر دولتهای عراق، لبنان و فلسطین است تا بدین وسیله موقعیت برتری در خاورمیانه به دست آورد.
به نظر مى رسد در راستاى همین دیدگاه است که عربستان تحرکات حزب الله در لبنان را بخشی از استراتژی دولت ایران برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه مى داند.
از سوى دیگر عربستان سعودى بواسطه اتحاد استراتژیکى که با ایالات متحده در منطقه دارد از احتمال حمله نظامى آمریکا به ایران نیز بیم دار چراکه در صورت وقوع این حمله خاورمیانه را وارد بحرانی تازه شده و در این میان عربستان سعودی نیز خسارات زیادى را متحمل مى شود.
بطور کلى مى توان دریافت که اکنون عواملى چون حوادث موجود درعراق و وجود احتمال حمایت ایران از گروه هاى شبه نظامى داخل این کشور ، اوضاع ناآرام لبنان و موضوع همیشه مطرح سرزمینهای فلسطینی ، روابط ایران و عربستان را دچار زوال و تیرگى کرده است.
این در حالى است که اگر مبناى اوج گیرى تیرگى روابط ایران و عربستان را در شرایط کنونى ، اوضاع بحرانى لبنان قلمداد کنیم؛ ایران خود را از اتهامات وارده در این خصوص مبرا مى داند و هرگونه نقش آفرینى در این بحران را تکذیب مى کند.
محمود احمدی نژاد در نشست مطبوعاتى خود با خبرنگاران که روز گذشته( سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه) اظهار داشت که “جمهوری اسلامی تنها کشوری است که در لبنان دخالت نمی کند.”
وى در پاسخ به اتهامات ایالات متحده به ایران در خصوص دخالت در اوضاع لبنان، خطاب به مسئولین این کشور گفت که ” آمریکا به نصیحت های ما گوش نمی کند و هر جا کم می آورد، دیگران را متهم می کند.این روش دولت آمریکا است که دیگران را متهم کند.”
با این وجود به نظر مى رسد در شرایط کنونى، ایران و عربستان در وضعیتى مطلوبى از بعد مناسبات سیاسى قرار ندارند. باید هرچه سریع تر براى جلوگیرى از افزایش تنش ها و ورود مجدد روابط دو کشور به دوران تیرگى و زوال ، سیاستى اتخاذ شود چراکه بر اساس بسیارى از تحلیل ها که از سابقه نگرانى عربستان از برترى ایران در منطقه حکایت مى کنند؛ نباید بیش از این زمینه تقویت نگرانى این کشور از جایگاه و تحرکات ایران افزایش یابد و در غیر این صورت بدیهى است تحول منفى مناسبات ایران و عربستان بر روابط ایران با سایر کشورهاى عربى منطقه اى نیز سایه مى اندازد.
