همسرلاریجانی: وقتی دعوایمان میشود برای هم نامه می نویسیم
شاید کمترکسی لاریجانی را پیش ازحضورش درساختمان شیشه ای سازمان صدا وسیما میشناخت .فردی که درکمتر ازده سال تغییرات قابل ملاحظه ای را درصداوسیما ایجاد کرد شاید ازسنین نوجوانی هوای بزرگی به سرداشت وبرای این منظور ازکلاس تا دانشگاه وعرصه سیاسی سخت کوشید تا کنون که درصدر قوه مقننه کشور قرار گرفته است .
متن زیر مصاحبه ای است که در زمان انتخابات با فریده مطهری همسر دکتر علی لاریجانی صورت گرفته ,برخی ازنکات آن باتوجه به شرایط فعلی قابل توجه است :
وقتی ماشین را پارک کردم تا به سمت پیرمرد نگهبان دکه بروم وآدرس منزل دکتر را ازو بگیرم بدون کلامی انگار میدانست منزل دکتر علی لاریجانی رئیس سابق سازمان صدا و سیما را جستجو میکنم. گفت : منزل آقای دکتر همین جاست. آیفون قدیمی را که تنها دکمه رنگ و رو رفتهآن توجه مرا به خود جلب کرد، فشردم و صدایی که گویا منتظر دیدارمان بود مرا به داخل خانه هدایت کرد. دیدن پارکینگ خالی از ماشین، بر خلاف تصورمان از آقایان سیاستمدار امروزی چنان برایم غیرمنتظره بود که ناگهان خود را در بین درب ورودی، مقابل چهره مهربان خانمی دوست داشتنی یافتم. وارد پذیرایی که شدم ۲ تابلو نقاشی بسیار بزرگ توجهم را جلب کرد. تابلو اول تصویر آیتالله شهید مطهری و تصویر دیگر متعلق به آیتالله هاشم آملی بود. در اولین نگاه معنای عدالت را در منزل آقای لاریجانی بدون هیچ سوالی فهمیدم. ردیف مبلمان راحتی قهوهای رنگ آرامشی به من میداد که تصور نمیکردم در خانه یک سیاستمدار وجود داشته باشد. گویی صبغه معلمی وی بر فضای خانه غلبه داشت. مهمتر این بود که برخورد صمیمی خانم لاریجانی با پذیرایی گرم خانم دکتر جوان چنان اعتماد بخش بود که میخواستم همه ناگفتنیها را یکجا بدانم. تصور اینکه در منزل دختر شهید مطهری و پسر آیتالله هاشم آملی در حال نوشیدن چای و گفتگوی دوستانه هستم، بسیار برایم خوشایند بود.
کلام آرام و مهربان خانم لاریجانی اینگونه آغاز شد: «حدودا ۱۵ ساله بودم که علی لاریجانی۲۰ ساله و پر تلاش مرا از پدر خواستگاری کرد. رابطه مرید و مرادی ایشان که با محبت پدرم تجلی یافت پایهگذار خانواده ما شد.
به قول پدرم ایشان جوان ۲۰ ساله پیری بودند که پختگی لازم را در عرصه سیاست و علم به دست آورده بودند.» خانم فریده مطهری در پاسخ به این سوال که نظر آقای لاریجانی درباره حضور اجتماعی شما در جامعه چیست به گرمی گفتند : «از همان اوایل زندگی مشترک باتوجه به تلاش و فعالیت همسرم دریافتم که حضور من در منزل کمک بسیار بزرگی در جهت اداره زندگی است. ایشان در سن ۲۲ سالگی در دانشگاه شریف بهعنوان مدرس دعوت به همکاری شدند. علاوه بر آن بورسیههای زیادی را برای ادامه تحصیل در خارج از کشور داشتند که به دلیل شهادت پدرم و مشغلههای انقلاب از پذیرفتن آنها خودداری کردند و حضور خود را در ایران پراهمیتتر دانستند.
من معتقدم انسان در مقابل نعمات خداوندی مسئول است و باید زکات آنها را بپردازد. او مردی توانا و با ظرفیتهای کاری زیادی بود. پس به شکرانه این نعمت باید در عرصههای اجتماعی سیاسی و فرهنگی فعالیت میکرد. صلاح کار را در این دیدم که سنگر منزل را حفظ کنم تا ایشان در این خصوص آسوده خاطر باشند. علاوه بر این در منزل به ویراستاری و پیاده کردن سخنرانیها و یادداشتهای پدرم (شهید مطهری) مشغول شدم. همسرم در هیچ زمینهای مرا محدود نکردند و خانواده و اقوام همه بر این باورند که من آزادترین زن در عرصههای اجتماعی و فرهنگی هستم.»
در این هنگام فاطمه خانم که در رشته پزشکی تحصیل میکند، با ظرف شیرینی به جمع ما پیوستند. از خانم مطهری پرسیدم نحوه تقسیم و تنظیم کار در منزل شما چگونه است؟ گفتند : «من هیچ وقت مانع فعالیتهای ایشان نمیشوم. تصمیم گرفتم برنامه تربیتی و مراقبت از فرزندان را خودم بر عهده بگیرم و علی لاریجانی به فعالیتهایش در بیرون منزل بپردازد. البته ایشان همواره در کنار من بودند و همیشه آگاهی از وضعیت تحصیلی بچهها برایشان اهمیت داشت. شاهد این مدعا حرف معلم مدرسه به فرزندم بود که میگفت : توجه والدین شما به مسایل درسی و اخلاقیتان کم نظیر و تا حدودی بینظیر است.»
ایشان در حالی که مشغول تعارف کردن به من بودند، ادامه دادند :«آقای لاریجانی در تمام جلسات والدین مدرسه بچهها حضور داشتند. هیچ جلسهای را از یاد نمیبردند و حتی اگر کار مهمی هم داشتند حداقل یک ساعت حضور مییافتند. محال است که به سوالات و مشکلات فرزندان حتی در شرایط سخت کاری بیتوجه باشند، همیشه ارتباطشان با خانواده برقرار است.»
سوالی که ذهنم را مشغول کرده بود، این بود که قدرشناسی و سپاسگذاری آقای دکتر لاریجانی از زحمات همسرشان چگونه است. خانم مطهری انگار که ذهن مرا خوانده باشد. با لبخندی ادامه داد : «همسرم از آغاز زندگی مشترک ، روش جالب و جدیدی را برای حل مشکلات و قدردانی ارایه داد. آن روش نامهنگاری بود. بخصوص اینکه ایشان توجه خاصی به این نکته تربیتی داشتند که در مقابل فرزندان از مجادله و بحث پرهیز شود. سعی میکردیم که از طریق نامه، انتقادات و تذکرات را به هم گوشزد کنیم. اماتشکر و قدردانی اکثرا حضوری صورت میگیرد. مخاطب این نوع نامهها فقط من نیستم. ایشان حتی قبل از تولد فرزندانم نامهای برایشان مینوشتند و در آن آمال و آرزوهایشان را بیان میکردند.»
با دیدن جای خالی سایر فرزندان (ساره خانم فارغالتحصیل رشته فلسفه، آقا مرتضی و محمدرضا محصل دبیرستان و راهنمایی) پرسیدم : فرزندان چگونه جای خالی پدر را در طول روز باتوجه به مشغلههای زیاد ایشان درک و تحمل میکنند.
دختر شهید مطهری پاسخ داد : «مادر باید از پدر خانواده الگو بسازد. خود ما هنگامی که کودک بودیم، پدرمان برایمان الگو بود و تصور میکردیم بهتر از پدرمان در دنیا وجود ندارد بهطوری که نوع پوشش، رفتار و حرکات پدر را تکرار و دنبال میکردیم. ایشان به منزله ستون خانه چنان نقشی را ایفا میکنند که فرزندانم الگو میگیرند. آنها نسبت به عمود خانه ایمان و امنیت خاطر دارند. بچههای من پدرشان را خیلی قبول دارند و شرایط سختکاری او را درک میکنند».
در حالی که فاطمه خانم لبخندی از رضایت بر لب داشت، رابطه رئیس جمهور احتمالی آینده را با فرزندان و بخصوص دخترانشان جویا شدم. خواستم بدانم فاطمه چقدر در خاطرات پدر جای دارد؟
خانم مطهری پاسخ دادند : «رابطه پدر با فرزندان بسیار صمیمی است. به اندازهای که رابطه مرید و مرادی بین آنها حکم فرماست اما ایشان علاقه خاصی به فرزندان دختر دارند.

به تصویر آیتالله هاشم آملی نگریستم و رابطه این مرد فرهیخته و سیاستمدار با والدینش برایم اهمیت یافت. پرسیدم کمی درباره پدر و مادر همسرتان برایمان صحبت کنید؟
«پدرشان آیتالله هاشم آملی بودند که بهعنوان مجتهد عالیقدر و عالم دینی تاثیرات زیادی را در تربیت ایشان داشتهاند. بویژه این که در حسن خلق و معاشرت زبانزد همه بودند. مادرشان نیز واقعا قابل ستایش و در زندگی ما منشا خیر و برکات زیادی هستند. همسرم اهمیت این موقعیت خانوادگی را ارج مینهد و محبتی همراه با احترام برای مادر قائل است .
بدون وقفه سوال بعدی را پرسیدم که آیا آقای دکتر در مسایل مهم کاری با خانواده مشورت میکنند؟
خانم مطهری فرمودند : «ایشان در همه امور با خانواده مشورت میکنند. مثلا در مورد نامزدی نمایندگی مجلس و پذیرش پست وزارت ارشاد، رضایت تمام خانواده را جلب کردند و بعد اقدام نمودند. بهعنوان نمونه در قضیه پذیرفتن ریاست سازمان صدا و سیما زیاد مایل نبودم و معتقد بودم که مسئولیت سازمان از جهات دنیوی و اخروی بسیار سنگین است و باتوجه به موفقیت ایشان در وزارت ارشاد، علاقهمند به ادامه فعالیتشان در همانجا بودم.
نگرانی من از طریق آقای لاریجانی به مقام معظم رهبری انتقال یافت. ایشان فرمودند : فاذا عزمت فتوکل علیالله . برای آرامش بیشتر به امام زمان(عج) در شب نیمه شعبان متوسل شدم. خواب دیدم در بیابانی بیآب و علف همراه همسرم و فرزندانم هستم. در خواب به نظرم آمد اینجا همان بیابانی است که حضرت هاجر با اسماعیل در آن تنها بود. او من و بچهها را تنها گذاشت و از ما دور شد و گفت من میروم تا اینجا را آباد کنم. حالت انقطاع و وحشت عجیبی مرا گرفت. ناگهان از دور دیدم پدرم با ۲ گلدان پر از گل به طرفم میآیند و گفتند من آمدهام تا اینها را اینجا بکارم و قبل از من نیز علامه طباطبایی آمده بودند. با شنیدن این حرفها بسیار آرامش پیدا کردم.»
سخن که به اینجا رسید ،خانم مطهری دیگر نتوانست ادامه بدهد و بغض اجازه حرف زدن را به او نمیداد. اشکهای من نیز سرازیر شده بود.
عقربه ساعت حدودا یازده و نیم را نشان میداد. همگامی با همسر رئیس جمهور احتمالی آینده کشورمان به قدری شیرین و جذاب بود که دو ساعت و نیم حضورمان را کمتر از ۵ دقیقه میدانستیم.
نظرشان را درباره فعالیتهای آقای دکتر در سازمان صدا وسیما جویا شدم. گفتند : عملکرد ایشان در سازمان همواره مورد انتقاد گروههایی از مردم بود. ایشان معتقد بودند برنامههای سازمان باید طوری باشد که قشر متوسط فکری و فرهنگی جامعه را جذب و راضی کند. از نظر ایشان اقشار بالای فرهنگی و فکری برای زندگیشان برنامه دارند. قشر پایین فرهنگی نیز مشغول سرگرمیهای خودشان هستند. پس باید حد تعادل را رعایت کنیم. البته ایشان برای سلیقههای خاص، برنامهها و شبکههای مخصوصی را نیز طراحی کردند.»
در هنگام گفتگو در لابهلای حرفهای خانم مطهری فهمیدم دو دستگاه تلویزیون دارند. . پرسیدم چقدر از برنامههای سازمان استفاده می کنید؟ خانم لاریجانی که انگار منتظر این سوال بود گفت : «ما در روزهای تعطیل در جمع خانواده و بخصوص ماه رمضان از برنامههای تلویزیون استفاده میکنیم ولی من چون خودم مشغول فعالیت روی آثار پدرم هستم و فرزندانم نیز درگیر تحصیل هستند ،فرصت زیادی برای دیدن برنامههای تلویزیون نداریم.»
گرمی و صمیمیت اخلاق خانم لاریجانی،مرا مصمم کرد تا به سوالی که همیشه در ذهنم بود وبپردازم که نظر آقای دکتر درباره جایگاه زن در عرصه اجتماعی و مسئولیتهای مختلف چیست؟
«ایشان از زن بهعنوان سکوی پرتاب انسان آینده یاد میکنند. حضور زنان در اجتماع با رعایت عفت و پاکدامنی را حضوری جدی میدانند. زن را ریحانه میدانند که باید با او حنین (ملایم ) رفتار کرد. زن در اندیشههای ایشان شاهکار معنوی است. ایمان و اعتماد بالایی به تواناییها و فعالیتهای زنان دارند. معتقدند حتی حضور برخی از زنان در برخی از مدیریتهای کلیدی کشور موثرتر و موفقتر از مردان است اما به دلیل آنکه زن مدیر خانه و مسئول تربیت فرزندان است، نباید در جامعه متحمل مسئولیتهای طاقتفرسا و خرد کننده باشد. مگر به اقتضای شرایط»
برای اینکه دقیقتر از پایههای فکری دکتر علی لاریجانی در مورد زنان باخبر شوم، از میزان رضایتمندی دکتر در مورد قوانین مربوط به زنان پرسیدم:

خانم مطهری پاسخ دادند : «دفاع از حقوق زنان در دیدگاه ایشان جایگاه بسیار بالایی دارد. مثلا در زمینه طلاق نظرشان ایناست که قوانین طلاق عادلانه نیست البته ایشان طلاق را بسیار مغبوض و بهعنوان راه باریکهای میدانند برای خلاصی از مشکلات پیش آمده و معتقدند که قانونمداران ما در زمینه احقاق حقوق زنان فاصله زیادی با قوانین و آموزههای اسلامی دارند.»
ویژگیهای شخصیتی نامزد ریاست جمهوری برای همه به عنوان سوال مطرح است. از خانم مطهری خواستم کمی بیشتر در مورد صفات فردی همسرشان بگویند و ایشان گفتند :
«بسیار کلینگر هستند و به جزئیات اهمیتی نمیدهند. اجازه غیبت در هیچ اموری را به کسی نمیدهند. حسن رفتار و عطوفت ایشان نسبت به خانواده زبانزد فامیل است. ایشان بسیار مهربان هستند و همکاری زیادی در کارهای منزل با من دارند. روحیه عیبجویی و ایرادگیری ندارند و تدبیر امور منزل را به من واگذار کردهاند. به قول پدرم ایشان خردی بسیار بزرگ دارند. درمسائل مذهبی ما را بسیار تحت تاثیر قرار میدهند و رابطه ایشان با علمای بزرگ و عارفان نامدار، خانواده را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و باعث میشود ما نیز از وجود بزرگان بهرهمند شویم.» کوه یادآور انسانهای قوی و با صلابت است. کوهنوردی علی لاریجانی زبانزد خاص و عام است. از خانم مطهری در مورد تفریحات خانوادگی ایشان توضیح خواستم :
«تفریحات ما از نوع تفریحات عموم مردم نیست. ما گفتگویهای صمیمی، همکاریها و دور هم بودن خانوادگی را نوعی تفریح تلقی میکنیم. علاوه بر این ایشان به خواندن کتابهای فلسفی علاقهمند هستند. کوهنوردی را بسیار دوست دارند و روزهای تعطیل از برنامههای تلویزیون استفاده میکنند. مسافرتهای کوتاه به منظور زیارت، سیاحت و دیدار اقوام و آشنایان نیز جزء برنامههای تفریحی خانواده میباشد.»
صحبتهای مقام معظم رهبری در مورد ایشان حاکی از رابطه صمیمیشان با مقام معظم رهبری است درباره کیفیت این رابطه از خانم دکتر سوال کردم :
«ارادت ایشان به رهبری از سنخ ارادت رئیس و مرئوس نیست. کاملا رهبری را جدای از مسائل سیاسی، فردی فرهیخته، عالم و پرهیزگار میدانند و بهعنوان الگو یاد میکنند. همیشه پس از ملاقات رهبری، با شور و شوق خاصی از نماز و عبادت ایشان تعریف میکنند. در سیاست نظرات ایشان را کاملا دقیق، سرنوشتساز و سنجیده میدانند. ایشان علاقه زیادی به رهبری دارند و عنایت رهبری به ایشان و حضورشان در مراسم تودیع آقای لاریجانی واقعا خستگی ۱۰ ساله را از تن ایشان خارج کرد.»
عقربه ساعت حدودا یک بامداد را نشان میداد. این باعث شد سریعتر آخرین سوال را بپرسم. خانم مطهری! ملاک ایشان برای انتخاب مدیران آینده چیست؟ «ایشان در انتخاب مدیران بسیار حساس هستند و از مدیران فعال و کارآمد استفاده میکنند. معتقدند مدیر خوب، مدیری است که اول خانواده خود را خوب اداره کند. نداشتن فساد مالی و اخلاقی مدیران برایشان بسیار مهم است.
با پرسیدن سوال آخر تصمیم گرفتم منزلشان را ترک کنم. هنگام خداحافظی با کمی دقت در عکس پدر ایشان متوجه شباهت این پدر و پسر شدم. بخصوص لبخندی که برلبان پدر بود، مرا به یاد خوشرویی آقای دکتر میانداخت.
احساس دیگری دارم از در بیرون می زنم .کوچه در ارامش شبانه نفس می کشد .همراه با درختهایی که برگهایشان در نسیم ملایم شبانگاهی رقصی آرام دارند ریه ام از هوای تازه پر میکنم .حرفهایی را که در خانه شنیده ام مرور می کنم .همه اش عشق،همه اش زیبایی ،همه اش امید .در طول راه به فاصله بین دیدهها و شنیدهها پی بردم و دانستم که پشت هر مرد موفقی زن بزرگی وجود دارد.

نظر خود را به دیگران بگویید
تذکر: لطفاً نظر خود را به فارسی تایپ کنید. از نوشتن مطلب به انگلیسی یا پنگلیسی خودداری کنید. برای راحتی در خواندن نظرات لطفاً به این تذکر توجه کنید.