سخنی در باب «محکمهی الهی» خلیل جوادی
این روزها کمتر کسی هست که شعر طنز محکمهی الهی سرودهی خلیل جوادی را نشنیده باشد. این سرودهی طنز که گویا در مراسم «شکرخند» با اجرای خود جوادی اولبار ارائه شده، واکنشهای بعضاً متفاوتی در این چند ماه پس از شنیده شدناش به همراه داشته است. اصولاً آنچه قبل از این شعر از جوادی میدانیم این است که وی شاعر بیپروا، معترض و صریحاللسانی است. در مجموعهی خیابانخوابها هم به کرّات شاهد این خصیصهی شعری وی هستیم.
زبان وی زبانی صریح و گویاست که بیهیچ ملاحظهای آنچه در خور گفتن و شنیده شدن میداند، با صدای بلند میگوید.
شاید دغدغهی خیلی از انسانها، خاصه در عصر معاصر، همین مسألهی قیامت و حساب و کتاب باشد. از خود شاعر شنیدم که از سالهای کودکی به این مضمون میاندیشیده است و این امری طبیعی است. چه، سرانجام و عاقبت و هدف، مرحلهی غایی تمامی ممکنات است. و چه موضوعی از غایت و نهایت زندگی بشری مهمتر؟ در ادبیات عرفانی ما همواره دراویش و صوفیان با اندیشه و زبانی متمایز شناخته شدهاند. این فرقهی قدرتمند و مؤثر، تحت نامهای متعدد، اما با مضمونی تقریباً یکنواخت، اندیشهای را مطرح کردهاند که غالباً با اندیشه و تفکر حاکم بر عصر و زندگی خود همخوان نبوده است. به بیانی واضحتر، بالاترین نمود و نمونهی آوانگارداندیشی و پارادوکسمحوری را میتوان در آرا و اندیشههای جمعیت متصوّفه سراغ گرفت.
من به نوعی مقداری از کارکرد صوفیان را سوای جایگاه و ایدئولوژی کلی و با در نظر گرفتن موقعیت خاص زمانی و مکانی امروز برای شعر خلیل جوادی صائب و صادق میدانم. جوادی صوفی بیپروای روزگار خویش است. اگر حافظ -این بزرگِ اندیشمند عرفان و تصوف-، به هر بهانهای به مرام و مسلک و بدعتهای دینی عصر خویش تاخته و به نیشخند و گوشه و کنایه آن را به استادانهترین و مؤثرترین شکل ممکن زیر سؤال برده است، جوادی نیز با مقتضیات عصر خویش اما با همان جسارت و شجاعت لازم، به جنگ تبعیضها و کجفهمیها و بعضاً نان به نرخ روز خوریهای معمول امروز سرزمینمان شتافته است.
جوادی در شعر محکمهی الهی خود ـسوای برخی ضعفهای تألیفی و شتابزدگی که خاصه در اجرای آن با صدای خود بیشتر مشهود است، محکمهای را روایت کرده است که به باور دینی و یقین ایمانی روزی همهی ما حاضران آن خواهیم بود. وی با دیدی باز و اندیشهای فراگیر که موضوع مسامحه و مصالحه در بین ادیان را به ذهن تداعی میکند، با پرورش دادن شخصیت «حاجی» که نماد تزویر و ریا و نان به نرخ روز خوری امروز ماست، و حکم به محکومیت و ارتداد دادن او، پیام بزرگی را به خواننده منتقل کرده است.
به عقیدهی من باید به هر طریقی این حریمهای جعلی و قلّابی بشکند تا چنین شخصیتهایی که متأسفانه امروز درجامعهی ما کم نیستند، با رونمایی از چهره و کاراکتر واقعیشان دست از پا درازتر به کنج رسوایی خویش بخزند. جوادی علاوه بر آن در صدد پاسخگویی به دغدغههایی است که هر صاحب اندیشه را به خود مشغول میدارد. وی با آوردن کاراکتر ادیسون و دیالوگهای مربوط به او و خدا (که بعداً معلوم میشود خدا نیست، بلکه نمایندهی خداست)، بر این واقعیت صحّه میگذارد که رشد و بالندگی اندیشهی انسانها که منجر به خدمت و یاری رساندن به همنوع میگردد، سبب سعادت و کامیابی است، نه عبادت آمیخته با تزویر و فریب. اگرچه خود من بارها شاهد اعتراضات گونهگون بودهام که به دلیل قرائت نادرست و شتابزدگی، یکطرفه به قاضی رفتهاند و پیام اصلی شعر جوادی را نگرفتهاند.
به عقیدهی من جوادی در پی تبیین و طرح قانون انسانیت و نوعدوستی است. حال میخواهد به هر شکلی و در هر لباسی و هر مذهبی باشد. اگر بتوانیم به دور از تعصبات و جانبداریهای معمول، جهانی بیندیشیم، آنوقت بهتر خواهیم توانست پیام شعر محکمهی الهی را دریابیم. به عقیدهی من این شعر طنز به جدیترین دغدغهی آدمی پرداخته و با تکیه بر نکتهسنجی و زیرکی شاعرش، به پُرمخاطبترین شعر امروز بدل گشته است. دَم شاعرش گرم و سرش همواره خوش باد!
منبع: بوی کاغذ

دوباره سلام آقا سیاوش
والا اینجور که ما از شعر شما فهمیدیم هیچکجای اون شعر آقای جوادیرو تایید نمی کرد به هر حال ما هم از روی شعر شما قضاوت کردیم پس اگه شماهم باش موافقید شعرتونو اصلاح کنید.
دوباره سلام آقا سیاوش
والا اینجور که ما از شعر شما فهمیدیم هیچکجای اون مفاهیم شعر آقای جوادی رو تایید نمیکرد و ما هم بر اساس شعر شما قضاوت کردیم پس اگه میتونید شعرتونو اصلاح کنید.
آقای جوادی میگه سریالهای تلویزیون تکراریه بابا اینجوریام که میگی نیست ما خودمون تلویزیونی هستیم ها ماهواره با ۱۸۰۰ کانالش اینقدر سریالای خوشکلی نمیذاره اما حالا خیلی سریالای قشنگیه در ضمن سریالها و فیلم های ایرانی مثل فرهنگ و ادب ایرانی پر محتوی و زیباست
_________________________________
سی فون: ترانه جان شما کاملا درست می گید. سریال های ایرانی خیلی خیلی خوب و جالب هستند. ولی خوب یکم ضعیف و کش دارن و اکثراً داستان ضعیفی دارند. البته شبکه های ماهواره ای هم سریال های جالب و پرمحتوایی دارند مثل گمشدگان.
سلام دوستان دقت کردید خلیل جوادی هرچی میخواد میگه بعد اخره شعرش کارو درست میکنه که بهش گیر ندن البته به غیر از این شعرش که به احمدی نژاد گیر داده:
جاتون خالی یه جایی مهمون بودیم
پـای بسـاط تلـویـزیـون بـودیـم
برنامه شون سازی و آوازی بـود
اما سازش قایم باشک بازی بود
بچّه ی صابخونه که فیلمو می دید
رو به باباش کرد و با خنده پرسید
اون دو نفر که پشت اون گلدونن
شونه شونو هِی چرا می جنبونن
باباش بهش گف پسرم گیر نده
خنده زیادیش پیـش مهـمـون بده
اون دو تا اونجا گِل لگد می کنن
اونـا دارن کـارای بـد می کـنـن
آلت موسیقی میگن حرومه
اگه نـیـگا کـنـی کـارت تـمـومـه
هر کی چشش ساز ببینه لوچ میشه
مخش یهو سوت میکشه پوچ می شه
اونایی که صاحب تلویزیونن
خیر و صلاحِ همه رو می دونـن
میگن نوازندگی عـلاّفیـه
آقـای خوانـنـده خـودش کـافـیـه
این صدای سازه که خیلی خوبه
خودش یه تیکه پوست و سیم و چوبه
همین ناقاره که صداش عالیه
نـیگـاش کنـی یـه طـبـل تـو خالـیـه
اینم بگم اصل قضیه چوب نیست
آلت موسیقی یه خورده خوب نیست
میگن زن و بچه میاد رد میشه
اگه نشون بدیم یه وخ بـد می شه
اینارو که میگم یک از هزاره
کـلـی پـیـامــدای دیــگـه داره
بچه هه گف بابا یه خورده صب کن
کنـتـرلـو بـگیـر جـلو عـقب کـن
تلویزیون پاک شده پشم و شیشه
ما بچه ها تکلیفمون چی می شه ؟
شبانه روز دارن کانال می زنن
می شینن اونجا ضد حال می زنن
برنامه ها تکرارین همیشه
آخـه بابا اینجوری کـه نـمـیـشـه
بودجه که تصویب میشه میلیاردیه
فیلما چیه ؟ فـقـط لـورل هـاردیه
سازو که گفتین بده ، وافور چطور ؟
دیدنِ صحنه های ناجور چطور ؟
هر کی می خواد آینه ی عبرت بشه
میاد تو این فیلما مواد می کشـه
اینجا یه کم حرفا تو هم _تو هم شد
با یه کشـیـده روی بـچـه کم شد
وقتی که یارو فارغ از کتک شد
گفت : آخیش چقد دلم خنک شد
اینا همش تقصیر روزگاره
بچه و این حرفا ، چه معنی داره
ما آم که این حرفارو می شنفتیم
پیرو فـرمایـش یارو گـفـتـیـم
از تلویزیون نباید بد بگی
تو دهنت هر چی که اومد بگی
بودجه ی میلیاردی داره که داره
فقط لورل هاردی داره که داره
فیلمای تکراری چه عیبی داره
چشت درآد بشین ببین دوباره
ماها اینیم یهو سگ هار میشیم
رو بهمون بدن طلبکار می شیم
دوره ی مشروطه که یادتونه
بازم اگه شُـل بـگـیـرن همونه
شاخ اتابکو زدن شکوندن
فاتحه ی ممدلی شاهو خوندن
عهدو شکسته که شکسته باشه
مجلسو توپ بسته که بسته باشه
بُلنگو دس گرفتن و جار زدن
شیخ به اون گندگی رو دار زدن
تورو خدا نگین این حرفا زشته
من نـمـی گـم تـو کـتـابا نوشته
یِپرمِ بدبختو زدن کشتنش
بچه ها موندن روی دست زنش
اون از امیر کبیر، این از مصدق
به اون عذاب دادن به این یکی دق
خلاصه اینکه ، این سیاست بده
عـقلـتـو دسـت ایـن جـماعـت نده
ما که سیاست سرمون نمی شه
جون شمـا ایـنـو مـیـگـم هـمـیشه
حالا با این توضیحایی که دادم
دل نـگـران احــمــدی نـــژادم
بسّه دیگه زیاد بگم بد میشه
یـهـو صـلاحـیـّتـمـون رد می شه
_____________________________________
سی فون: جدی این رو خلیل جوادی گفته؟ من که نشنیده بودم!
ادب هم بد نیست اما اگر پدران برای بچه ها به ارث بذارن کمی انتقاد پذیر باشین خر ما هم از کرگی دم نداشت
_______________________________
سی فون: من دیگه چیزی برای گفتن ندارم.
سیاوش جان می شه خفه شی ؟
______________________________
سی فون: آقا آتش بس. لطفاً
سلام به شما آقا مهدی این شعرمن از کوته فکری نیست من آقای جوادی رو دوست دارم و من به اصل مطلب که شما میگی شکی ندارم من هم موافقش هستم اما در لابلای شعر اشکلاتی هست که موجب سو استفاده جونها شده یکی مساله شراب هست دقت کنید
________________________________
سی فون: بحث داره جالب تر میشه.
آقا سیاوش طبع شعر بدکی نداری ولی به آدمای کوته فکری مثل شما و وامثالت باید بگم به جای اینکه بگردین دنباله چیزای ریز یکم بزرگ بیندیشین ببینید اصل مطلب چیو میخواد بگه!
الحق که گل گفتی آقا خلیل.
________________________________________
سی فون: آقا مهدی، خیلی ممنون از نوشتن انتقادتون. ولی لطفاً درصورت امکان یکم ملایم تر انتقاد کنید تا احیاناً به کسی توهین نشه. مرسی
رویای تو رویای صادق نبود
هرچی که بود رویای کاذبی بود
من نمیگم ریا کار خوبیه
هر چی که هست یه جور خرابکاریه
اولنش حساب و کتاب هست یه کار خدایی
نه خوابو خیال شما ، آقای جوادی
شما میگی خیام با شیشه شرابش
تهمت زدی ، اون که اهل شراب نبودش
اگه تو شعرش اسم شراب شنیدی
تقصیر توست معنی شراب رو بد فهمیدی
از همه اینها که بگذریم بعد
دیگه نگی یه وقتی ، جایی من بعد
وقت حساب مجلس عیش و نوشه !
اونجا هر کی آقا جون به فکر خویشه
حتی بابا مامان آدم هم غریبه میشه
__________________________________
سی فون: مرسی سیاوش جان - زیبا بود
شعر خوبیه اما نقطه ضعفهایی از نظر وزن و… حس می شه.اگه کمی تغییرات بده بهتره.حقیقت همه جای دنیاتلخه.
بهش سلام برسونید
همین
_______________________________
سی فون: چشم دستت شما درد نکنه بابت تذکراتتون.