بحران مواد غذایی زمینه ساز استعمار جدید
سرانجام آنچه سالها در دورافتاده ترین صفحات مجلات تخصصی یا روزنامه ها می خواندیم به وقوع پیوست: آغاز بحران کمبود مواد غذایی.
البته نه اینکه سایه این بحران را از سالها قبل ندیده باشیم و حضورش را حس نکرده باشیم، اما دوست داشتیم آن را ندیده بگیریم تا نه ما و نه مردممان از وحشت آنچه ممکن بود به سرمان بیاید خوابمان را از دست ندهیم.
و البته این از عادت ما انسانهاست که می خواهیم آنچه را دوست نداریم نشنویم و نبینیم.
اما رشد این غده سرطانی هم با چشم بستن ما به روی واقعیتها متوقف نشد و اولین هشدار جدی خود را با گران شدن ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی برنج که ماده اصلی غذایی بسیاری از کشورهاست و پس از آن گندم که خوراک اصلی نیم دیگر مردم جهان است، داد.
چنانکه سازمان جهانی خواربار و کشاورزی، پریشان از وضعیت بوجود آمده به تحلیل اوضاع ۳۵ کشور پرداخت.
نگاهی به فهرست اسامی این کشورها نشان می دهد ۹۰ درصد از کشورها، جهان سومی هستند، اگرچه امواج این سونامی، غولهای اقتصادی و کشاورزی دنیا را هم بی نصیب نگذاشته است.
فائو معتقد است، گرانی در جهان از سال ۲۰۰۵ کلید خورده و در فوریه ۲۰۰۸ برنامه جهانی غذا نسبت به وقوع بیش از پیش گرسنگی و سوء تغذیه در کشورهای در حال توسعه با درآمد متوسط هشدار داد و پیش بینی کرد نوسان دستمزدها و قیمتها، این طبقه را علاوه بر قشر فقیر تحت تأثیر فشارهای جدی تورم قرار خواهد داد. چه اینکه کشورهای فقیر و متوسط در صورت سهمیه بندی مواد غذایی برای مقابله با این بحران، با مشکلات و تنشهای اجتماعی و سیاسی فراوان تری روبه رو خواهند بود.
● مگر این وضعیت قابل پیش بینی نبود؟
با کمی ضرب و تقسیم ساده بین میزان تولید مواد غذایی در جهان و نسبت تولید آن در مناطق مختلف دنیا و مصرف کننده ها به راحتی می شد پیش بینی کرد که در آینده ای نه چندان دور تولیدکننده های بزرگ و عمده ، عرصه را بر کشورهای فقیر و جهان سومی و حتی کشورهای پیشرفته که اراضی قابل کشت محدودی دارند تنگ خواهد کرد.
کارشناسان هشدار می دادند که جنگ آینده بر سر آب و به تبع آن مواد غذایی خواهد بود، چرا جدی نگرفتیم؟ البته همان کشورهای تولیدکننده عمده محصولات کشاورزی همزمان با توجه ویژه و کامل و سرمایه گذاریهای کلان در این بخش اقدام به دامپینگ و پرداخت یارانه به کشاورزان و صادرکنندگان محصولات کشاورزی به کشورهای دیگر نیز کردند که همپا با قوت گرفتن تولید محصولات کشاورزی در کشور خود، سایر کشورها را با عرضه مواد غذایی ارزانتر وابسته کنند و در سالهایی که دیگر با افزایش آگاهی ملتها استعمار به روش گذشته امکان پذیر نیست، به استعمار نوین روی آورند و باز آقای جهان بمانند و کشورهای دیگر هرچه بیشتر وابسته شوند و زیر یوغ بروند.
ما اکنون و با همین افزایش شدید مواد غذایی روزهای خوشمان را شاهد خواهیم بود، باید فکر کنیم که نسل آینده با میراثی که برایش باقی نگذاشته ایم، چه می خواهد بکند و چگونه در این وضعیت خود را سرپا نگه دارد؟ آیا نسلهای آینده می توانند استقلال سیاسی خود را حفظ کنند؟ یا به شرط دریافت جیره غذایی خود و عرضه ثروتهای خدادادی مملکتش سکوت کند و تسلیم محض باشد؟
فائو بحران گرانی مواد غذایی را آفریده دست آمریکا و اروپا می داند و معتقد است طی دهه های گذشته آزادسازی بخش کشاورزی، تضعیف و از بین رفتن سازمانهای دولتی مثل مؤسسه بازاریابی و صادرات تخصصی محصولات کشاورزی مثل قهوه، کاکائو، پنبه و حتی گل از سوی کشورهای در حال توسعه که مورد حمایت نهادهای مالی بین المللی و کشورهای توسعه یافته مثل آمریکا واقع شده، امنیت غذایی و ثبات اقتصادی کشورهای فقیر را با تهدید جدی روبه رو کرده است.
از بین بردن موانع تعرفه ای، این امکان را برای کشورهای توسعه یافته فراهم کرده تا بازارهای جهان سوم را در تسخیر خود درآورند و کشاورزان خرده پا را از بین ببرند. این مسأله کشورهای در حال توسعه را از صادرکننده محصولات کشاورزی به وارد کننده مواد غذایی تبدیل کرده است.
مازاد یک میلیارد دلاری تجارت مواد غذایی کشورهای در حال توسعه در دهه ۱۹۷۰ میلادی به کسری ۱۱ میلیارد دلاری در سال ۲۰۰۱ تبدیل شده است.
از بین رفتن مؤسسه های بازاریابی که حافظ منافع تولیدکننده و مصرف کننده بودند و مانع افزایش یا کاهش شدید قیمت مواد غذایی می شدند به تشدید وخامت اوضاع منجر شده است.
فائو معتقد است، آزادسازی تجاری راهکار مناسبی برای کاهش سیاستهای حمایتی آمریکا و اروپا از بخش کشاورزی و کاهش یارانه های پرداختی به این بخش به شمار می رود.
چنانکه اختلاف بر سر مذاکرات تجارت آزاد، یکی از موانع اصلی بحران مواد غذایی به شمار می رود.
فائو پیش بینی می کند، بحران شدیدتری در راه است و سوء تغذیه و گرسنگی ۴۰ تا ۱۷۰ میلیون نفر را در پیش دارد و به نقل از معاون بانک جهانی، گرانی مواد غذایی موجب گسترش فقر طی ۳ سال آینده خواهد شد.
به نظر می رسد باید سهم بیشتری از کمکها به کشورهای در حال توسعه اختصاص یابد، زیرا ادامه این بحران در کشورهای در حال توسعه، در نهایت تمام دنیا و حتی کشورهای اروپایی و آمریکا را نیز دچار خواهد کرد.
روزنامه قدس/
