نامه ای به شوهر عزیزترینم!
به شوهر عزیزترینم
قبل از اینکه از سفر تحقیقاتی اروپا برگردی، خواستم یه چیزی رو بدونی. من چند روز قبل وقتی خواستم با وانت وارد پارکینگ بشم یک تصادف کوچیک کردم ولی هیچ نگران نباش اصلاً طوریم نشده و صحیح و سالم چشم براه بازگشت تان هستم پس لطفاً نگران من نباشید.
چند روز قبل داشتم از خیابان مهستان بسمت خانه می آمدم وقتی خواستم وارد پارکینگ بشم تصادفاً بجای فشار دادن ترمز بر روی گاز ماشین فشار دادم. درب پارکینگ یه مقدار صدمه دید ولی خوشبختانه وانت بعد از برخورد به اون ماشینی که سفارشی از خارج وارد کرده بودی، متوقف شد.
خیلی خیلی متاسفم! من می دونم که زود رنج هستی ولی مطمئنم که من رو می بخشی. می دونی که چقدر دوستت دارم عزیزم.
دیگه نمی تونم بیشتر از این برای در آغوش گرفتن تو منتظر باشم.
همسر همیشه عاشق تو.
صغری.
راستی عکس بعد از تصادف هم برات فرستادم. لطفاً زیاد به خودت سخت نگیر.


می خوام مثل شما موفق بشم ولی نمی تونم
_______________________________
سی فون: دوست عزیز برای موفق شدن باید انگیزه، هدف، ابزار و پشتکار داشته باشید.