همه داریم ادای کار کردن در می یاریم
بر اساس آمار رسمی میانگین کار مفید ایرانی ها در شرکت های دولتی کمتر از ۱۰ دقیقه است. این مسئله قبلاً سرتیتر خیلی از خبرگزاری ها بود ولی کم کم مثل مسائل دیگر بدون ارائه راهکار فراموش شد.
وقتی بچه بودم کارتون هایی که در آن ها قهرمان های خیالی کارهای بزرگ انجام می دادند رو خیلی دوست داشتم. مثل فوتبالیست ها، یا ایکیوسان. همیشه سعی می کردم ادای آنها را در بیارم. البته مشکل اینجا بود که من فقط قسمتی را که این قهرمان ها کار خارق العاده ای را انجام می دادند می دیدم. ولی سعی و تلاش و تمرین و مطالعه آنها برای رسیدن به این آمادگی همیشه از چشم پنهان می ماند.
بزرگ شدم. مهندس شدم. الآن هم همش دارم نگاه می کنم که مهندسین خارجی چیکار می کنند و ادای آنها را در بیارم. البته مثل قبلاً فقط پرستیژشان را یاد گرفتم. سامسونیت، کفش واکس زده، کت و شلور …
در همین زمینه به آهنگ زیبای نقاب از سیاوش قمیشی گوش کنید؛
این ها را گفتم که بگم اگر می خواییم کاری انجام بدیم. بخواییم جهانی باشیم. بخواییم در بازار بین الملل حرفی برای گفتن داشته باشیم باید همه کارهایمان روی حساب باشد. با ادا درآوردن و تقلید کورکورانه پیشرفت نخواهیم کرد. باید عمقی کار کنیم. با برنامه باشیم. سییستم داشته باشیم.
البته این ها همه بایدهاییست که در تئوری همه بلدند. ولی وقت عمل که می شود مسائلی که در همه دنیا جانبی است در اینجا اصلی و مسائلی که در همه جای دنیا اصلی است، به مسائل جانبی ما تبدیل می شوند. کارها را آنقدر می پیچانیم که خودمان هم از این وضعیت می مانیم.
باید یکم بخودمون بیایم. در اکثر جاها اهداف فراموش شده است. واقعاً نمی دانیم برای چه هدفی کار می کنیم. صبح وارد اداره می شویم و بعدازظهر آنجا را ترک می کنیم. کار ما در اداره بحث و گفتگو درباره مسائل مختلف (غیر از مسائل کاری) است. همه جوره کار را کش دار می کنیم. نیاز به بازنگری اساسی داریم.
امضاء
مارمولک شبکه سی فون/
