چند جواب خنک به چند سوال
دوست دختر؛ آیا مطمئنی که تو من رو دوست داری و کسه دیگه ای رو دوست نداری؟
دوست پسر؛ آره صد در صد! همین دیروز ذوباره همه لیستم رو چک کردم.
*********
مستخدمة؛ قهوه سیاه دوست دارید؟
مشتری؛ دیگه چه رنگی دارید؟
*********
مدیر؛ معرضت می خوام نمی تونم این کار رو به شما بدم. من کمک زیادی نیاز نداریم.
متقاضی کار؛ آره درست می گید. در واقع من فقط برای اینکار خوب هستم، من نمی تونم زیاد بهتون کمک کنم.
*********
پدر؛ پسرم، برا تولدت چی می خوای؟
پسر؛ چیز زیادی نمی خوام بابا جان، فقط یه رادیو با یک ماشین مسابقه ای اطرافش.
*********
در رستوران؛ من جوجه فاسد نمی تونم بخورم. سریع مدیر رو بگو بیاد!
گارسون؛ صدا کردن اون کاری رو صورت نمی ده. اون هم مثل شما نمی تونه بخورتش.
*********
در رستوران؛ داری رو اعصاب من راه می رید.
گارسون؛ خوب انتظار نداشته باشید که روش بدویم.
*********
شوهر؛ هسمرم می دونی بچه مون هوشش رو از من گرفته.
همسر؛ آره منم همین رو فکر می کنم. آخه من هنوز هوشم رو دارم.
*********
مرد؛ سرکار، یه بمب تو باغمونه!
سرکار؛ نگران نباشید. اگه کسی تا سه روز نیاد دنبالش می تونید برا خودتون نگرش دارین!
*********
پدر؛ معلم گفت که غیرممکن بشه به تو چیزی یاد داد.
پسر؛ بخاطر همین که هی می گم اون اصلاً خوب نیست!
