درحال مشاهده > پيش خوان / اندیشه / ماجرای عروسی که می خواست مادرشوهرش را بکشد

ماجرای عروسی که می خواست مادرشوهرش را بکشد

ماجرای عروسی که می خواست مادرشوهرش را بکشد

در روزگار قدیم دختری به نام لی لی با یک مرد غریبه ای ازدواج کرد و با مرد به ولاد اونا عزیمت کرد. در آنجا با مادر شوهرش هم خانه بود.

از همان روز اول با مادر شوهرش اختلاف داشت و همیشه در حال جر و بحث کردن در خانه بودند.

روزها و ماه ها گذشت ولی این جر و بحث تمامی نداشت. دیگه روزگار برای لی لی خیلی سخت شده بود.

بعد از مدتی فهمید که یکی از دوستان پدرش هم در اون شهر زندگی می کند. خوب فکر خطرناکی به سرش زد. اینکه یه طوری از شر مادر شوهرش خلاص بشه. به تنها کسی هم که می تونست اعتماد کنه، همون دوست پدرش بود.

رفت پیشش و کل ماجرا رو و اینکه می خواد از شر مادر شوهرش خلاص بشه رو برای دوست پدرش تعریف کرد.

وقتی دوست پدرش کل ماجرا رو شنید، گفت خوب می تونم یه سم بهت بدم که با استفاده از اون از شر مادر شوهرت خلاص بشی. ولی باید این سم در اثر کنه تا کسی شک نکنه. در ضمن باید در این مدت با مادر شوهرت به درستی رفتار کنی تا کسی شک نکنه که کار تو بوده. حالا برو خونه و یه غذای خوشمزه درست کنه و این مواد رو توش بریز و بده مادر شوهرت تا بخوره.

لی لی همین کار رو کرد. از اون موقع هم با مادر شوهرش به درستی و مهربانی رفتار کرد. بعد از چند هفته همه چیز تغییر کرد. لی لی با مادر شوهرش خیلی خوب شد. هر دوتاشون به هم دیگه چنان وابسته شدند که دیگه نمی تونستند یکدیگر رو تنها بذارن.

لی لی که از کاری که کرده بود پشیمون شده بود، رفت پیش دوست پدرش و ازش التماس کرد که سمی که داده بود رو خنثی کنه. دوست پدرش بعد از شنیدن ماجرا لبخند زد و گفت من اصلاً به تو سمی نداده بودم!

نتیجه اخلاقی؛ همون جوری باهات رفتار می شه که تو با دیگران رفتار می کنی. بر اساس گفته گذشتگان هر کسی که دیگران را دوست داشته باشه، دیگران هم اون رو دوست دارن. اگه با خوش برخوردی به دیگران نزدیک بشین، با شما با خوش برخوردی رفتار می شه. اگه به تندی رفتار کنید، به تندی رفتار می شه باهاتون. دروغ بگید، بهتون دروغ گفته می شه. سر کار بذارین، سر کار گذاشته می شید.

اعمال انسان مانند آینه است که به خودش برمی گرده. پس بیایم با دیگران به درستی رفتار کنیم تا جامعه درستی داشته باشیم.

امضاء
مارمولک شبکه سی فون

ابزارهای اضافی AddThis Social Bookmark Button
پیوند به مقاله:




نظرات این مطلب را با RSS دنبال کنید.

تابحال ۲ نظر به « ماجرای عروسی که می خواست مادرشوهرش را بکشد » ارسال شده است.

  1. سلام ، خسته نباشید خیلی جالب بود.واقعا دوست پدرش آدم عاقلی بود
    امیدوارم از این آدما زیاد پیدا بشه که الان خیلی کمه.ممنون موفق باشید و پیروز و همیشه از این مطالب به درد بخور بزارید خدانگهدارتون

    _________________________________
    سی فون: سلام. این آدم ها کسی نیست جز خود ما. باید قبل از انجام هر کاری درباره عواقب آن کمی تامل کنیم. خوبی کنیم خوبی می بینیم. بدی کنیم بدی می بینیم. این ما هستیم که سرنوشت ها را می سازیم.

  2. جالب بود، مرسی

    ____________________________
    سی فون: سرزنده و سرفراز باشید.


نظر خود را به دیگران بگویید

تذکر: لطفاً نظر خود را به فارسی تایپ کنید. از نوشتن مطلب به انگلیسی یا پنگلیسی خودداری کنید. برای راحتی در خواندن نظرات لطفاً به این تذکر توجه کنید.

کد روبرو را در مستطیل زیر وارد کنید  

برای مطالعه بیشتر درباره تصویر شناسه اینجا را کلیک کنید

شما قادر به استفاده از کد های

XHTML:<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

هستید.


لينکدوني روزانه
مهارت گوش كردن
افسردگي واگيردار است!
چگونه استرس كاري را كاهش دهيم؟
عكس فرشته کوچولوي محبت نديده
تصاوير حيرت انگيز و تكان دهنده معلولي بدون دست و پا كه همه كار ميكنه
تصاوير بامزه كمبودهاي حاد ساركوزي و فرانسه
رئیس گوگل برای ایران خط و نشان کشید
پانزده تا از نخستین‌های دنیا
چه کسی «ندا» را کشت؟
تفسیری از واکنش غرب در قبال ایران
فلسفه انتخابات از منظر تشیّع
عدالت را تعریف کنیم !
تصویری از بزرگترین سوسیس جهان
نسخه RTM ویندوز 7 13 جولای منتشر خواهد شد
عكس منتشرشده درسایتها و شبکه های خبری عکس نداآقاسلطان نیست!! (+عکس)
پرفروش‌ترین گوشی‌های تلفن همراه در بازار
فوری : اوباما مسلمان شد
راههای جدال احسن
وقتی آشوب به محاربه تبدیل شد
دامنه دوستي در محيط كار

آرشيو لينک ها