اندیشه


۱۸ قانون برای داشتن زندگی بهتر

۱۸ قانون برای داشتن زندگی بهتر

۱/ راه های موفق خود را ادامه دهید
۲/ همیشه لبخند به لب داشته باشید
۳/ داشته هایتان را با دیگران تقسیم کنید

از کاشان ایرانی تا کاشان چینی

از کاشان ایرانی تا کاشان چینی

کپی فقط کپی چینی. چنان کپی می کنند که با اصل مو نمی زند و حتی از اصل هم جلو می زند. از ماشین گرفته تا تجهیزات صنعتی، حتی شهری به نام کاشان هم بوسیله این چشم بادمی ها کپی شد.

جواب اینا رو خودم می دونم

جواب اینا رو خودم می دونم

اگه می گید سربازی خدمت مقدسیه، چرا همش بچه هاتون یجوری ازش فراری هستن؟
اگه می گید باید به کشور خدمت کنیم چرا خانوادتون خارج از ایران زندگی می کنند

فقط بخاطر تو ایران

فقط بخاطر تو ایران

خیلی ها بهم گفتند بکن و برو. بهم گفتند اینجا قدر نیروی انسانی رو نمی دونند. اینجا بهت ارزش نمی ذارند. اینجا امکانات نمی دند. اینجا به ازای کاری که می کنی مزد نمی دند. اینجا پیشرفت نمی کنی و درجا می زنی. اما در جواب همه این حرف ها؛

تفاوت بیکاری در ایران و امریکا

تفاوت بیکاری در ایران و امریکا

تفاوت فاحشی مابین یک شهروند ایرانی و امریکایی زمانی که بیکار می شوند وجود دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد؛
زمانی که یک امریکایی بیکار می شود، خبرگزاری های ایرانی و امریکایی هر دو به طور کامل پوشش می دهند ولی اگر یک ایرانی بیکار شود فقط خبرگزاری های امریکایی پوشش خبر را می دهند.

خدا را شکر که مرگی هم هست!

خدا را شکر که مرگی هم هست!

این روزها تعداد حق خوری هایی که می بینی و کاری از دستت برنمی آید، به بینهایت رسیده است. خیلی زور دارد.

ایرانی؛ غیرت یا ادعا

ایرانی؛ غیرت یا ادعا

گوش شیطان کر ! سرانجام اعتراض به به‏کارگیریِ نام مجعول برای «خلیج فارس» در گوگل‏ارث، تا بامداد روزجمعه ، دوازدهم مهر ۸۷ به ۹۵۰هزار امضا رسیده است. یعنی بعد از هشت‏ماه حالا دیگر فقط ۵۰۰۰۰ امضا کم داریم ! بی‏شک ما ایرانی‏ها مردمان عجیبی هستیم؛

با کلاس بودن به چه قیمتی؟

با کلاس بودن به چه قیمتی؟

من که این احساس رو دارم. تو خیابان، فروشگاه، دوست، آشنا، این ور، اون ور - خیلی ها رو می شناسم که خیلی خیلی با کلاس اند یا اینطوری نشون می دن.

ماجرای ماسه و سنگ

ماجرای ماسه و سنگ

دو دوست زمین شناس بودند که پای پیاده داشتند از صحرایی برای مطالعات زمین شناسی عبور می کردند. در نقطه ای در صحرا بینشان بحث سیاسی ای درگرفت. هر دو نگرش سیاسی خاصی بودند. در این هنگامی یکی از آنها سیلی محکمی به دوستش زد. فردی که سیلی خورده بود بدونی که حرفی بزند و بحث را ادامه دهد بر روی ماسه متنی را نوشت.

ماجرای کشاورز و مزرعه ذرت

ماجرای کشاورز و مزرعه ذرت

کشاورزی بود که بهترین ذرت منطقه را کشت می کرد و هر سال جایزه بهترین های کشت را دریافت می کرد. روزنامه نگاری برای تهیه گزارش به نزدش رفت که با چیز عجیبی روبرو شد.

مشاهده مطالب قبلي

خدایا جای من و زنم رو عوض کن!

نحوه برخورد با منتقدین به سبک ایرانی

هیچ وقت زود قضاوت نکن!

دلیل این ها رو من نمی دونم!

ماجرای رُز قرمز

داستانی زیبا در باب عشق

ماجرای سیب زمینی و استاد فرزانه

شبه ای که برای من پیش آمد که ای کاش پیش نمی آمد

همیشه فکر می کردم که …

چشم درد مرد میلیونر

ماجرای تاجر و روستای میمون فروش

ماجرای سارا و نقره تصفیه شده

خاله خرسه واقعی کیست؟

یک چرخه خطرناک در ایران که کسی به فکر از هم گسیختن آن نیست

ماجرای مهندس کامپیوتر و اژدهای برکه